1. شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
    کوته نتوان کرد که این قصه دراز است…

    Comment by کرمی — مهر ۲۰, ۱۳۸۹ @ ۲:۱۷ ب.ظ

  2. او در تمام سال با ماست، یک روز به نام او کم است.

    Comment by کرمی — مهر ۲۰, ۱۳۸۹ @ ۲:۱۹ ب.ظ

  3. با سلام . اولین بار این مثنوی زیبا را با صدای زیبای آقای فرامرز اصلانی و فکر میکنم در حدود سال ۱۳۵۷ شنیدم و به خاطر متن و کلمات آن چنان در دلم نشست که هیچگاه برایم سابقه نداشت . بعدا” فهمیدم مثنوی از حضرت حافظ است و برایم معلوم شد که علت این علاقه چه بود . علت نقش حافظ است . مثنوی از حافظ است . حافظی که هنوز آنچنان که باید به او پرداخته نشده است . ولی عیبی ندارد . خودش میگوید : قصر فردوس به پاداش جهان میبخشند ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس موفق باشید

    Comment by سید حسین تقوی — آذر ۲۲, ۱۳۸۹ @ ۸:۱۳ ق.ظ

  4. آهوی وحشی در این شعر اشاره به داستان فلسفی سلامان و ابسال دارد که در آن” کودکی که در جزیره ای متروک سرگردان میشود به وسیله ی یک آهو شیر داده می شود و….”
    که نماد لطف و کرامت خداوند است

    Comment by مصطفی علیزاده — فروردین ۸, ۱۳۹۰ @ ۶:۴۲ ب.ظ

  5. حضرت استاد مصطفی علزاده شما از کجا به این برداشت رسیدید. با کدام دلیل؟ آیا هر جا از آهو یاد شد قصه فلسفی!!!!!!!!! سالامان و آبسال مراد است. فکر کنید. فقط کمی. بقیه ابیات را بخوانید و خوب بخوانید. خودتان به حرف خودتان خواهید خندید.
    ای کاش ما یاد می گرفتیم بیشتر فکر کنیم و کمتر حرف بزنیم

    Comment by بی دین — بهمن ۲۶, ۱۳۹۰ @ ۱:۵۴ ب.ظ

  6. جناب بی دین
    میگویند گر (کل) اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
    شما که آرزو میکنی که :”ای کاش ما یاد می گرفتیم بیشتر فکر کنیم و کمتر حرف بزنیم”
    خودتون عمل میکردین.کسی نظری داده ، شایسته است که اینچنین مورد عطاب شما قرار گیرد ؟
    لازم نیست کمتر حرف بزنین ،لازم است بهتر حرف بزنین

    Comment by منصور — فروردین ۱, ۱۳۹۱ @ ۱۲:۵۱ ق.ظ

  7. جناب منصور شما که میگویید بهتر حرف بزنیم بهتر بود کمی هم بهتر بنویسید ؛عتاب ؛است نه عطاب

    Comment by کمال — اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۱ @ ۳:۴۶ ب.ظ

  8. سلام
    من برای اولین بار این شعرو تو فیلم تهران من حراج شنیدم خیلی خوشم اومد
    بعد تو گوگل سرچ کردم دیدم فرامرز اصلانی هم خوندتش ،گوش دادم و واقعا لذت بردم
    و وقتی فهمیدم شعر حافظه
    آکوردشو هم دانلود کردم تمرینش کردم و الان خودمم میتونم بخونمش و الان برای هر کس میخونم میگه
    دوباره دوباره دو….

    Comment by یزدان — آبان ۱۲, ۱۳۹۱ @ ۱۰:۵۵ ب.ظ

  9. لطفا این ها را تصحیح کنید:
    دو تنها و دو سرگردان بیکس دو دامت در کمین از پیش و از پس

    Comment by امیر محمد ولی پوری — اسفند ۱۰, ۱۳۹۱ @ ۳:۲۲ ب.ظ

  10. «دو تنها و دو سرگردان، دو بی‌کس»
    ز خود بیگانه، از هستی رمیده،
    ازین بی‌درد مردم، رونهفته،
    شرنگ ناامیدی‌ها چشیده
    .
    .
    .
    «دو تنها و دو سرگردان، دو بی‌کس»
    به خلوتگاه جان، با هم نشستند،
    زبان بی‌زبانی را گشودند،
    سکوت جاودانی را شکستند

    (فریدون مشیری، سه دفتر، دریای نگاه)

    Comment by جواد — تیر ۲, ۱۳۹۲ @ ۶:۰۰ ق.ظ

  11. فکر نمی کردم این شعر مال جناب حافظ باشه چون حافظ بیشتر غزل های عرفانی می گفته.برام جالب بود

    Comment by علی — مهر ۲۰, ۱۳۹۲ @ ۹:۵۶ ب.ظ

  12. سلام.
    لطفا واژۀ « کن» در بیت: تو گوهر بین و از خر مهره بگذر
    ز طرزی کن نگردد شهره بگذر

    به «کان» تغییر یابد. سپاس!

    پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

    Comment by علی اکبر کیوانفر — شهریور ۲۴, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۲۷ ق.ظ

  13. اگر کسانی که بالا نشینند مقام وثروت .و….

    ازخودشان شروع میکردند .خوب میشد .

    Comment by اصلاح — آذر ۳, ۱۳۹۳ @ ۱:۲۴ ب.ظ

  14. با عرض سلام،
    به نظر می رسد مصرع دوم در بیت هشتم از آخر،
    “ز طرزی کان نگردد شهره بگذر ” باشد، نه ” ز طرزی کن…”.
    یعنی از راه و روشی که پسندیده نیست بگذر.

    با سپاس
    امیر

    Comment by امیر — دی ۷, ۱۳۹۳ @ ۱۰:۲۱ ب.ظ

  15. صحبت از دیدن جسم و جان با هم است و جدا نکردن عالم ماده از معناست که خود موجب تمامی های رنج ها ی بشری امروز است .
    روان را با خرد درهم سرشتم
    وز آن تخمی که حاصل بود کشتم
    فرحبخشی در این ترکیب پیداست
    که نغز شعر و مغز جان اجزاست
    بیا وز نکهت این طیب امید
    مشام جان معطر ساز جاوید

    Comment by عباس — دی ۱۳, ۱۳۹۳ @ ۱۲:۱۲ ق.ظ

  16. حتما با صدای محمد معتمدی این شعر زیبا را گوش دهید.

    Comment by سیروس — بهمن ۲۹, ۱۳۹۳ @ ۹:۴۹ ق.ظ

  17. اشعارحافظ به گونه ای نوشته شده که دل هرخواننده ای رابه خودجذب می کندلذاهرکس به اندازه ظرفیت وپلکان نزدیک شدن به دل حافظ جرعه ای ازاین دریای عظیم اشعارحافظ می نوشدوازاشعاربرداشت می کند کسی می تواندبه یقین تفسیرکندکه راه حافظ راطی کرده باشدوبه آنچه که حافظ رسیده برسدپس بهتراست ازاظهارنظرقطعی خودداری کنیم تاباعث رنجش یکدیگرنشویم وبهتراست بگوییم نظرمن این است به هرحال همه عزیزانی که این اشعاررامی خوانندعزیزومحترم هستند لطفا زیبایی دل حافظ راباجروبحث خراب نکنید

    Comment by یداله — خرداد ۷, ۱۳۹۴ @ ۶:۱۲ ق.ظ

  18. خیلی بده واقعا خیلی بده حالم را گرفتی
    ما ایرانیان هنوز نمی توانیم مثبت و منفی را درک کنیم و به عقاید یک دیگر احترام بگزاریم و بپذیریم.

    “اشعارحافظ به گونه ای نوشته شده که دل هرخواننده ای رابه خودجذب می کندلذا هرکس به اندازه ظرفیت و تجربه خودش درک می کند همانطوری که مریم خانم گفتند”
    مثل ان ساقی که میداند ظرفیت من و یا کس دیگر چقدر است. پس لطف کنید به هم احترام بگزارید .

    دانستن و ندانستن بیت مهم نیست مهم این است که به همدیگر بیاموزیم و لذت ان را باهم ببریم با مفهوم مختلف واگر هم بلد نیستیم و اشتباه کردم به من بیاموز و اگر هم دو کلمه بیشتر از من میدانی پس کفر نگو چون ان دو کلمه در دنیای دیگران هیچ ارزشی ندارد و تو تنها در دنیای خودت خواهید ماند
    این شعر زیبا را بر من خراب کردی

    Comment by بهزاد — مرداد ۲۸, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۰۴ ق.ظ

  19. سرم درد می گیرد وقتی برخی نظرات را می خوانم. با شما هستم جناب بی دین. حال می توانیم به گفتار آقای ید الله بی خیال بحث شویم ولی آقا یدالله اینگونه نیست که تمام سخن ها اینطور باشد و نتوان فصل الخطابی بر پایان بحث ها یافت. بی دین جان! اگر قاعده ی رجوع به متخصص در امور تخصصی را قبول دارید و به مصرع قدر زر زرگر شناسد قدر جوهر جوهری، ایمان دارید باید بگوییم که حافظ یک نابغه و اعجوبه است و دریایی از معارف و حقایق را در اشعارش ذکر کرده و نباید وهابی وار و شاملو گونه برخی اشعارش را گرفت و بسیاری دیگر را نادیده انگکاشت و سپس برداشت کوته نگرانه و ناصواب خویش را به حافظ نسبت داد. برای فهم اشعار حافظ باید ببینیم صاحب نظران چه می گویند نه هر عروض دان و کارشناس ادبیاتی که از عرفان و معارف جز اصطلاحاتی چیز دیگر نمی داند. نظر را نغز کن تا نغز بینی/گذر از پوست کن تا مغز بینی. فاصرف الخاطر عن ظاهرها/واطلب الباطن حتی تعلما

    برگرفته از ebnearabi.blog.ir

    Comment by محدث — مهر ۱, ۱۳۹۴ @ ۱۱:۵۸ ب.ظ

  20. نوشته اید: “ای کاش ما یاد می گرفتیم بیشتر فکر کنیم و کمتر حرف بزنیم” جانا! سخن از زبان ما می گویی. من و شما که ابجد عرفان را نیز نمی دانیم-از نظر دادن هایمان مشخص است- نباید سلبا و ایجابا در امور تخصصی دخالت کنیم و بهترین راه این است که چون پسته ی دهان بسته، با خنده ی بیجا تهی بودن خود را آشکار نساخته و خود را مضحکه ی دیگران قرار ندهیم. نمی خواهم بگویم لزوما سخن آقثای علیزاده درست است ولی با توجه به جایگاه حافظ که در نزدیکی های قله ی عرفان اصیل قرار دارد، اگر قرار باشد ظواهر اشعار حافظ را بگیریم یا به دقایق فلسفی و حقایق عرفانی شعرش بگرویم این حالت دوم نزدیکتر به واقع است. مثلا همین شعر الا ای اهوی وحی… نه طبق نظر من مدعی دینداری و شمای مدعی بی دینی، که از نظر اهل فن، یک شعر نفیس معرفتی است و به عالم چهارم از عوالم چهارگانه ی معرفت شهودی ارتباط دارد که آن را تجلی ذاتی می گویند. راستی طاهره خانم! واقعا حکایت جالبی را تعریف کردید. اگر شما علاوه بر این مثنوی نسبت به سایر اشعار حافظ نیز این اندازه حافظه ی گیرایی داشته باشید گل وحودتان در ازل با مقداری از غبار خاک وجودی حافظ همنشین بوده است!

    Comment by محدث — مهر ۲, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۰۴ ق.ظ

  21. آن شعر تازی از ابن عربی بود. ترجمه ی منظومش نیز که گذاشته شد، از شمس مغربی نائینی است. مطلعشان این است: کلما اذکره من طلل…..اگر بینی در این دیوان اشعار….

    Comment by محدث — مهر ۲, ۱۳۹۴ @ ۱۲:۰۶ ق.ظ

  22. ابسم الله الرحمن الرحیم .
    از عشق او شروع کنیید .
    الف لام میم .
    البته من این موضوع را در شیراز .مرودشت وزرقان شیراز .
    برای خیلی هابیان کردم .
    وفکر می کردم یک شبه همه جهانیان از این موضوع اگاهی پیدا میکنند .
    البته شاید بعضی ها فکر کنند که این یک نظر شخصی است .
    اما چنین نیست .
    البته همین طور که این خانم فرمودهاند .طاهره خانم
    واین که دیگران گفته اند مگر حافظی باشد تا معلوم گردد که نظر حافظ چیست .
    کملا صحیح هست .
    چون همان طوری که در مثنوی مولانا گفته شده تا انسان که احسان .بشر تا در اتش نشده باشه نمی توانند سوختن را درک کند .
    یکی بوی سوختگی را می شنود .ولی یکی خدا نکرده در اتش می شود ومی سوزد .واین دو خیلیفرق هست.
    البته سوختن را با معانی سوختن عشق برداشت کنیید .
    به هر صورت تا نشوی حافظ ندانیدکه حافظ چه می گویید .
    یا در قله عرفان هست یانه .
    بله حافظ ظمیر ناخوداگاه جمعی و شخصی بشر است .
    یعنی هیچ کس نیست که به حافظ تفعال بزند و جواب نگییرد .
    این هم سر گذشت من هست .
    از بیسوادی که تفعلی بر حافظ زدم .
    که از نگار من که به مکتب نرفت خط ننوشت .
    تا جایی که بر هر سر مویی از تن حافظ یا عاشق سری است .
    وهمه منظور من این است .
    که اگرجهانیان میتوانند یک مصراع حافظ .
    تفصیر کنند یا برای دیگران توضیح دهند .
    فقط یک مصرع تا ببینید حافظ بر قله عرفان هست یا خیر .
    حافظ یا عاشق می گویید .
    بر هر سر مویی ازتن حافظ سری است .
    ونسبت به این دو تنها .
    دوکبوتر بودیم بالم شکسته خدایا بال بده تا بال بگیرم .
    مغنی ملولم دو تایی بزن به یک تایی او که تایی بزن وسلام

    Comment by ابراهیم رمظانپور — بهمن ۱, ۱۳۹۴ @ ۱:۵۶ ق.ظ

  23. در متن گنجور آمده که :” مگر وقت وفا پروردن آمد/که فالم لاتذرنی فردا آمد”.
    در مصراع دوم، فردا باید به “فرد” تغییر داداه شود. یعنی اینطور:” که فالم لاتذرنی فرد آمد”

    Comment by شفیق شرق — بهمن ۲, ۱۳۹۴ @ ۹:۵۱ ق.ظ

  24. جناب شفیق شرق: همان “فردا” با تلفظ “فردن” درست میباشد. که تضمینی است از آیه ۸۹ سوره انبیا: رب لا تذرنی فردا: خدایا مرا تنها رها مکن.

    Comment by فرهاد — فروردین ۱۱, ۱۳۹۵ @ ۱۰:۳۱ ق.ظ

  25. ممکنه که این نگارش درست باشه: مگر خضر مبارک پی تواند که این تن ها به آن تنها رساند.

    Comment by سیاوش مرتضوی — مهر ۶, ۱۳۹۵ @ ۸:۲۸ ق.ظ

  26. در بیت بیست ودوم ودرمصرع دوم بجای کن بایستی کان اورده شود تو گوهر بین واز خرمهره بگذر ز طرزی کان نگردد شهره بگذر باتشکر

    Comment by مسعود قائم مقامی — آبان ۲۲, ۱۳۹۵ @ ۱۲:۴۰ ب.ظ

  27. لطفاً در لیست خوانندگان، خوانندگان پاپ برون مرزی را هم بگنجانید. این شعر توسط آقای فرامرز اصلانی نیز با اجرایی بسیار زیبا و آرامبخش اجرا شده. ممنون

    Comment by میلاد — تیر ۱, ۱۳۹۶ @ ۱:۲۱ ق.ظ

  28. دوستان چقدر با تندی و تلخی پاسخ همدیگه رو میدن… آدم ناراحت میشه دلش میگیره اصلا حاشیه هارو می خونه.

    Comment by ملیکا — شهریور ۱۴, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۸ ب.ظ

  29. جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه/ چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

    Comment by امیر — آبان ۲۶, ۱۳۹۶ @ ۸:۲۱ ب.ظ

  30. ایول زیبا ست… مرسی

    Comment by کمال داودوند — دی ۲۳, ۱۳۹۶ @ ۵:۳۳ ق.ظ

  31. سلام.من مطالعه اساتید رو ندارم اما فکر میکردم که درست این بوده
    دو تنها رو ،دوسرگردان،دو بی کس ….

    Comment by احسان — بهمن ۲۲, ۱۳۹۶ @ ۱۱:۴۹ ب.ظ

  32. چرا در بخش اجراها اجرای اقای فرامرز اصلانی را معرفی نمی کنید ؟ یکی از ماندگارترین اجراهای این شعر را ایشان انجام داده است .

    Comment by محمدرضا — تیر ۲۲, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۵۰ ب.ظ

  33. با سلام و عرض ارادت محضر همه عزیزان
    برخود لازم می دانم از طراحان سایت ، ادیبان صاحبنظر ، و صاحبان ادب در گفتمانها ، تشکر نمایم . به گفتمان ادبی و طرح ویژگیهای ادبی در اشعار و حاشیه نویسی ها اهمیت دهیم تا موجب رشد و مهرورزی به هم شویم نه اینکه - خدای ناکرده - موجب دلخوری دوستان .

    Comment by امامعلی عرب عامری — مهر ۸, ۱۳۹۷ @ ۱۰:۴۹ ب.ظ

  34. سلام و درود
    که روزی رهروی در سرزمینی
    به لطفش گفت رندی ره‌نشینی

    در نسخه‌ای که دارم این بیت بدین صورت آمده‌است:
    شنیدم رهروی در سرزمینی
    به لطفش گفت رندِ خوشه چینی

    و نیز تعدا ابیات در این نسخه خیلى بیشتر است.

    Comment by احمدی فقیه — فروردین ۲۷, ۱۳۹۸ @ ۹:۱۸ ق.ظ

  35. سلام و درود
    رفیقان قدر یکدیگر بدانید
    چو معلوم است شرح از بر مخوانید

    در نسخهٔ من بدین صورت ثبت شده است:
    رفیقان قدر یکدیگر بدانید
    که تا در وادی هجران نمانید

    Comment by احمدی فقیه — فروردین ۲۷, ۱۳۹۸ @ ۹:۲۶ ق.ظ

  36. سلام و درود
    مقالات نصیحت گو همین است
    که سنگ‌انداز هجران در کمین است
    در نسخه‌ای که دارم به گونه ذیل درج شده‌است:
    مقالات نصیحت گو همین است
    که حکمْ اندازِ هجران در کمین است

    Comment by احمدی فقیه — فروردین ۲۷, ۱۳۹۸ @ ۹:۴۹ ق.ظ

لطفاً توجه داشته باشید که حاشیه‌ها برای ثبت نظرات شما راجع به همین شعر در نظر گرفته شده‌اند. در صورتی که در متن ثبت شده‌ی شعر در گنجور غلط املایی مشاهده کردید، یا با مقابله با نسخه‌ی چاپی در دسترستان اشتباهاتی یافتید، در مورد این شعر نظر یا احساس خاصی دارید یا مطلب خاصی در مورد آن می‌دانید یا دوست دارید درباره‌ی آن از دیگران چیزی بپرسید یک حاشیه برای آن بنویسید. لطفاً از درج مطالب غیرمرتبط با متن این شعر خاص خودداری فرمایید و حتی‌الامکان سعی کنید متن حاشیه‌ی خود را با حروف فارسی درج کنید (حاشیه‌ها بازبینی خواهند شد و موارد غیرمرتبط و ناقض این نکات حذف می‌شوند).

لطفاً در صورتی که اشتباهات را با استناد به نسخه‌های چاپی گزارش می‌کنید این مسئله را (حتی‌الامکان با ذکر نام مصحح) ذکر نمایید تا بتوانیم بین پیشنهادهای تصحیحی حدسی حاشیه‌گذاران و پیشنهادهای مستند تمایز قایل شویم.

حاشیه بنویسید

* ورود نام و پست الکترونیکی اجباری است، پست الکترونیکی نشان داده نمی‌شود.

خوراک حاشیه‌های این شعر را با این نشانی به خبرخوان خود اضافه کنید.

بستن پنجره