گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷

 

زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده‌ستزان سیب ذقن قسمت ما دست بریده‌ست
ما را ز شب وصل چه حاصل،که تو از نازتا باز کنی بند قبا، صبح دمیده‌ست
چون خضر، شود سبز به هر جا که نهد پایهر سوخته‌جانی که عقیق تو مکیده‌ست
ما در چه شماریم، که خورشید جهانتابگردن به تماشای تو از صبح کشیده‌ست
شد عمر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲

 

چون سرو بغیر از کف افسوس، برم نیستاز توشه به جز دامن خود بر کمرم نیست
چون سیل درین دامن صحرای غریبیغیر از کشش بحر دگر راهبرم نیست
از فرد روان خجلت صد قافله دارمهر چند به جز درد طلب همسفرم نیست
چون آینه و آب نیم تشنهٔ هر عکسنقشی که ز دل محو شود در نظرم نیست
چون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱

 

آزادهٔ ما برگ سفر هیچ نداردجز دامن خالی به کمر هیچ ندارد
از سنگ بود بی‌ثمری دست حمایتآسوده درختی که ثمر هیچ ندارد
از عالم پرشور مجو گوهر راحتکاین بحر به جز موج خطر هیچ ندارد
بیهوده مسوزان نفس خویش چو غواصکاین نه صدف پوچ، گهر هیچ ندارد
خرسند به فرمان قضا باش که این تیغغیر از سرتسلیم، سپر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲

 

جویای تو با کعبهٔ گل کار ندارد

آیینهٔ ما روی به دیوار ندارد

در حلقهٔ این زهدفروشان نتوان یافت

یک سبحه که شیرازهٔ زنّار ندارد

هر لحظه به رنگ دگر از پرده بر آیی

دل بردن ما این همه در کار ندارد

از دیدن رویت دل آیینه فرو ریخت

هر شیشه دلی طاقت دیدار ندارد

در هر شکن زلف گره‌گیر تو دامیست

این سلسله […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳

 

زان سفله حذر کن که توانگر شده باشدزان موم بیندیش که عنبر شده باشد
امید گشایش نبود در گره بخلزان قطره مجو آب که گوهر شده باشد
بنشین که چو پروانه به گرد تو زند بالاز روز ازل آنچه مقدر شده باشد
موقوف به یک جلوهٔ مستانهٔ ساقی استگر توبهٔ من سد سکندر شده باشد
جایی که چکد باده […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۳

 

بیخود ز نوای دل دیوانهٔ خویشمساقی و می و مطرب و میخانهٔ خویشم
زان روز که گردیده‌ام از خانه بدوشانهر جا که روم معتکف خانهٔ خویشم
بی‌داغ تو عضوی به تنم نیست چو طاوساز بال و پر خویش، پریخانهٔ خویشم
یک ذره دلم سختم از اسلام نشد نرمدر کعبه همان ساکن بتخانهٔ خویشم
دیوار من از خضر کند وحشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱

 

از یار ز ناسازی اغیار گذشتیماز کثرت خار از گل بی خار گذشتیم
این باده زیاد از دهن ساغر ما بودمخمور ز لعل لب دلدار گذشتیم
جایی که سخن سبز نگردد، نتوان گفتچون طوطی ازان آینه رخسار گذشتیم
خاری نشد آزرده به زیر قدم ماچون سایهٔ ابر از سر گلزار گذشتیم
از خرقهٔ تزویر نچیدیم دکانیمردانه ازین پردهٔ پندار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲

 

خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیمما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیم
چون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیمدر جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیم
چون سایهٔ مرغان هوا در سفر خاکآزار به موری نرساندیم و گذشتیم
گر قسمت ما باده، و گر خون جگر بودما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم
کردیم عنانداری دل تا دم آخرگلگون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳

 

ما دستخوش سبحه و زنار نگشتیمدر حلقهٔ تقلید گرفتار نگشتیم
خود را به سراپردهٔ خورشید رساندیمچون شبنم گل، بار به گلزار نگشتیم
در دامن خود پای فشردیم چو مرکزگرد سر هر نقطه چو پرگار نگشتیم
چون خشت نهادیم به پای خم می سربر دوش کسی همچو سبو بار نگشتیم
ما را به زر قلب خریدند ز اخوانبر قافله از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹

 

چندان که چو خورشید به آفاق دویدیمما پیر به روشندلی صبح ندیدیم
یک بار نجست از دل ما ناوک آهیاز بار گنه همچو کمان گر چه خمیدیم
چون شمع درین انجمن از راستی خویشغیر از سر انگشت ندامت نگزیدیم
افسوس که با دیدهٔ بیدار چو سوزنخار از قدم آبله پایی نکشیدیم
از آب روان ماند به جا سبزه و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵

 

اشک است، درین مزرعه، تخمی که فشانیمآه است، درین باغ، نهالی که رسانیم
از ما گلهٔ بی‌ثمری کس نشینده استهر چند که چون بید سراپای زبانیم
بیداری دولت به سبکروحی ما نیستهر چند که چون خواب بر احباب گرانیم
چون تیر مدارید ز ما چشم اقامتکز قامت خم گشته در آغوش کمانیم
گر صاف بود سینهٔ ما، هیچ عجب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸

 

تا از خودی خود نبریدند عزیزانچون نی به مقامی نرسیدند عزیزان
چون عمر سبکسیر ازین عالم پرشوررفتند و به دنبال ندیدند عزیزان
دادند به معشوق حقیقی دل و جان رایوسف به زر قلب خریدند عزیزان
دیدند که در روی زمین نیست پناهیدر کنج دل خویش خزیدند عزیزان
خارست نصیب تو ز گلزار، وگرنهاز خار چه گلهاکه نچیدند عزیزان
فقری که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳

 

گر درد طلب رهبر این قافله بودیکی پای ترا پردهٔ خواب آبله بودی؟
زود این ره خوابیده به انجام رسیدیگر نالهٔ شبگیر درین مرحله بودی
دل چاک نمی‌گشت ز فریاد جرس رابیداری اگر در همهٔ قافله بودی
از خون جگر کام کسی تلخ نگشتیگر در خور این باده مرا حوصله بودی
شیرازهٔ جمعیتش ازهم نگسستیبا بلبل ما غنچه اگر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴

 

یک روز گل از یاسمن صبح نچیدیپستان سحر خشک شد از بس نمکیدی
تبخال زد از آه جگر سوز لب صبحوز دل تو ستمگر دم سردی نکشیدی
صد بار فلک پیرهن خویش قبا کردیک بار تو بیدرد گریبان ندریدی
چون بلبل تصویر به یک شاخ نشستیز افسردگی از شاخ به شاخی نپریدی
یک صبحدم از دیده سرشکی نفشاندیاز برگ […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۴۶

 

بر خاطر موج است گران، دیدن ساحلیارب تو نگه دار ز منزل سفرم را!


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۷

 

گوشی نخراشد ز صدای جرس ماما قافلهٔ ریگ روانیم جهان را


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۳۳

 

دریاب اگر اهل دلی، پیشتر از صبحچون غنچهٔ نشکفته نسیم سحری را


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۴۹

 

یارب، که دعا کرد که چون قافلهٔ موجآسایش منزل نبود در سفر ما


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۱

 

همطالع بیدیم درین باغ، که باشدسر پیش فکندن، ثمر پیشرس ما


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۵۳

 

اینجاکه منم، قیمت دل هر دو جهان استآنجاکه تویی، در چه حساب است دل ما


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۲۸۴

 

ما از تو جداییم به صورت، نه به معنیچون فاصلهٔ بیت بود فاصلهٔ ما


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۱۷

 

واسوختگی شیوهٔ ما نیست، و گرنهاز یک سخن سرد، دل ناز توان سوخت


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۴

 

در عالم فانی که بقا پا به رکاب استگر زندگی خضر بود، نقش بر آب است


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۵

 

دارد خط پاکی به کف از ساده‌دلیهادیوانهٔ ما را چه غم از روز حساب است ؟


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۳۲۶

 

چون کوه، بزرگان جهان آنچه به سائلبی منت و بی فاصله بخشند، جواب است !


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی