گنجور

شمارهٔ ۳۷ - ماندهٔ بابا

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » قطعات
 

زیباتر آنچه مانده ز بابا از آن تو

بد ای برادر از من و اعلا از آن تو

این تاس خالی از من و آن کوزه‌ای که بود

پارینه پر ز شهد مصفا از آن تو

یابوی ریسمان گسل میخ کن ز من

مهمیز کله تیز مطلا از آن تو

آن دیگ لب شکستهٔ صابون پزی ز من

آن چمچهٔ هریسه و حلوا از آن تو

این غوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من

غوغای جنگ غوچ و تماشا از آن تو

این استر چموش لگد زن ازآن من

آن گربهٔ مصاحب بابا از آن تو

از صحن خانه تا به لب بام از آن من

از بام خانه تا به ثریا از آن تو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سینا نوشته:

این شعر ، داستان دو برادر است و ارث پدریشان که یکی از آن دو ( احتمالا برادر بزرگتر ) میخواهد با حرف های شیرین ، سر دیگری را کلاه بگذارد و آنچه بدرد میخورد ( مانند استر ) را از آن خود و آنچه بدرد نمیخورد( مانند گربه ) را از آن برادر کند.

ریما نوشته:

در ادبیات ضرب المثل ها و اشعار ذات قصه سرایی و یا نقل تاریخ نبوده بلکه گویشی دلپذیر و طعنه به رفتار اخلاق جامعه می باشد و بگونه ای با ظرافت نگارش شده که در هر زمان و مکان مفهوم لازم را بدهد .
حکایت عدم عدالت در دادن سهم مقرر در هر تقسیم را می دهد , که فردی اصل را به اسم معیوب سهم خود می کند و به طرف مقابل فرع را با تعریف واهی سهم می دهند .

کانال رسمی گنجور در تلگرام