گنجور

قطعات

 
وحشی
وحشی بافقی » گزیدهٔ اشعار » قطعات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع که از سایه‌ات آسمان پایه جوست مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | د | ر | ز | ک | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

شماره ۱ - در ستایش یکی از حاکمان شرع: از پرتو رأی عالم آرا

شماره ۲ - بر تخت نشستن شاه اسماعیل: کش افسر خورشید تبارک بادا

ب

شماره ۳ - حروف شراب: رفتم و کردم التماس شراب

ت

شماره ۴ - پناه جهان: ز فرط بلندی برون از جهات

شماره ۵ - لطف کردید: برسر چرخ برین پای شماست

شماره ۶ - وحشی بی‌خانمان: بی قدرتر از آنکه توان رایگان فروخت

شماره ۷ - چیستان: داند آنکس که دانش اندیش است

شماره ۸ - ده بافق: که از سایه‌ات آسمان پایه جوست

شماره ۹ - ستور فقیر: بجز عون و عون کار دیگر نداشت

شماره ۱۰ - هجو هم خوب می‌توانم گفت: که در مدح می‌توانم سفت

شماره ۱۱ - در خیال تو: که شبها چیست شغلت ، در کجایی، کیست پهلویت

شماره ۱۲ - خر گدا: که مرا بخت هم عنان بوده‌ست

د

شماره ۱۳ - تب شاهزاده: مژده باد ای مخلصان میر میران، مژده باد

شماره ۱۴ - سپهر مرتبه، بکتاش بیگ: ستاره امر ترا تابع و فلک منقاد

شماره ۱۵ - موضع پاکان: که ایزد در دو کونش محترم کرد

شماره ۱۶ - وجه برات: تا مرا گفتگو نباید کرد

شماره ۱۷ - استر گرسنه: قوت دندان ندارد ورنه قنطر می‌خورد

شماره ۱۸ - سرتاس: زینت دوش آسمان باشد

شماره ۱۹ - مطبخ خواجه: هیچگاه از مطبخ او دود بر بالا نشد

شماره ۲۰ - نشان بخردی: از علامات بخردی باشد

شماره ۲۱ - استر بی‌علف: ناورد کره گر آهو همه مرکب زاید

ر

شماره ۲۲ - در خیمهٔ سوداگردان: ز جنس خوردنی جز کرس در کار

شماره ۲۳ - عباس بیگ گردون قدر: تویی که مهر و سپهرت ندیده شبه و نظیر

ز

شماره ۲۴ - به مفت نیز نیرزد: ز من کسی نستاند به سد هزار نیاز

شماره ۲۵ - ماه نا تمام: به منتهای کمالش نشد مقام هنوز

ک

شماره ۲۶ - یعنی کشک: هست چون چشم عاشقان پراشک

ل

شماره ۲۷ - بر تخت نشستن شاه اسماعیل: که ز شاهان کسش ندیده عدیل

م

شماره ۲۸ - داروی کاری: کرده سخنهای پریشان رقم

شماره ۲۹ - وجه برات: که هیچ حاصل از او نیست غیر افغانم

شماره ۳۰ - هجو شما می‌کنم: که قرض شما را ادا می‌کنم

ن

شماره ۳۱ - فغان از ابروی پرچین: از زمین تا چند فریادم رود بر آسمان

شماره ۳۲ - سر کل: سر کل را به زیر فوطه پنهان

شماره ۳۳ - بزم تاریک: گو دماغ مرا معطر کن

شماره ۳۴ - غضنفر گله جاری: رسید و خواست که خود را کند برابر من

و

شماره ۳۵ - مبارک باد: جهانی بسته صف در خدمت او

شماره ۳۶ - هجو شراب: گر لب گشوده‌ام پی هجو شراب تو

شماره ۳۷ - ماندهٔ بابا: بد ای برادر از من و اعلا از آن تو

ه

شماره ۳۸ - دریغ: که تا جاوید رخ پنهان نموده

شماره ۳۹ - دریغ از جان قلی: کناری پر ز خون رفت از میانه

ی

شماره ۴۰ - وفا داری: زن خود با غیاث بازاری

شماره ۴۱ - بنای بخت بنیاد: که یارب باد فیضش جاودانی

شماره ۴۲ - هجو خواجه: شاخی‌ست این که می‌ندهد میوهٔ بهی

شماره ۴۳ - تاریخ علم: که سر قدر رسانیده ز مه تا ماهی