گنجور

غزل ۹

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات
 

نرخ بالا کن متاع غمزهٔ غماز را

شیوه را بشناس قیمت، قدر مشکن ناز را

پیش تو من کم ز اغیارم و گرنه فرق هست

مردم بی‌امتیاز و عاشق ممتاز را

صید بندانت مبادا طعن نادانی زنند

بهر صید پشه، بند از پای بگشا باز را

انگبین دام مگس کردن ز شیرین پیشه‌ایست

برگذر نه دام، مرغ آسمان پرواز را

حیف از بازو نیاید، دست بر سیمرغ بند

تیر بر گنجشگ مشکن چشم تیر انداز را

بر ده ویران چه تازی، کشوری تسخیر کن

شوکت شاهی مبر حسنی به این اعزاز را

مهر بر لب باش وحشی این چه دل پردازی است

بیش از این رخصت مده طبع سخن پرداز را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شمس الدین نوشته:

در مصرع ششم “به هر “اشتباه و “بهر” با قتح” با” صحیح است.و در مصرع هشتم ویرگول باید بعد از “نه دام “باشد نه بعد از بر گذر .

مصرع هشتم یعنی در راه گذار دام را برای مرغ اسمان…

و مصرع ششم یعنی از” بهر صید پشه “دنباله مصراع قبل است .تو را از بهر صید پشه طعن میکنند

شمس الدین نوشته:

در مصرع ششم “به هر “اشتباه و” بهر “با قتح” با “صحیح است .یعنی از بهرصید پشه تو را طعن میکنند .بهر صید پشه دنباله مصرع قبل است .

در مصرع هشتم ویرگول باید بعد از “بر گذر نه دام “باشد نه بعد از “نه”. یعنی بر گذر گاه باز دام نه

پاسخ: با تشکر، تصحیحات لازم مطابق فرموده اعمال شد.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام