گنجور

غزل ۷۵

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات
 

قدر اهل درد صاحب درد می‌داند که چیست

مرد صاحب درد، درد مرد، می‌داند که چیست

هر زمان در مجمعی گردی چه دانی حال ما

حال تنها گرد، تنها گرد، می‌داند که چیست

رنج آنهایی که تخم آرزویی کشته‌اند

آنکه نخل حسرتی پرورد می‌داند که چیست

آتش سردی که بگدازد درون سنگ را

هرکرا بودست آه سرد، می‌داندکه چیست

بازی عشقست کاینجا عاقلان در شش درند

عقل کی منصوبهٔ این نرد می‌داند که چیست

قطره‌ای از بادهٔ عشقست سد دریای زهر

هر که یک پیمانهٔ زین می‌خورد، می‌داند که چیست

وحشی آنکس را که خونی چند رفت از راه چشم

علت آثار روی زرد می‌داند که چیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۰ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شیوا نوشته:

سلام.میشه لطفا کسی بیت ۵ رو برای من توضیح بده؟؟؟

شمس الحق نوشته:

شیوا خانم سلام
دراین بیت بازی عشق را به بازی تخته نرد تشبیه کرده است و بازی نرد در هر تخته شش گوشه دارد که بازیگر برحسب آنچه که طاس می نماید که علامت بخت است باید با مهره های خود بازی کند اما منصوبه به یکی از راهکارهای مهم این بازی می پردازد و در جهان غیرمجاز وخارج از بازی نرد به تکنیک کار اطلاق میشود و میگوید که در بازی عشق که انسان خود را از هر سمت و هر شش سو در بند و گرفتار می بیند برنده شدن در این بازی کار عقل و تکنیک های عاقلانه نیست .

یقین دارم که اساتید محترم از حقیر بیشتر و بهتر به دقایق و ظرایف این شعر توانند پرداخت اما این مختصر آنچه بود که به ذهن و اندیشه حقیر آمد .

منوچهر تقوی بیات نوشته:

شیوا خانم با احترام
منصوبه یعنی آرایش و چیدن بازی نرد و شطرنج// می گوید عاقلان در این بازی بیچاره مانده اند چون عقل نمی داند چگونه از عهده ی این بازی برآید منوچهر تقوی بیات

شیوا نوشته:

سلام.ممنون میشم اگه بیت شش رو هم برام کسی توضیح بده. سد دریای زهر؟؟

بیسواد نوشته:

نگران مباش شیوا،
به زودی بابک با استفاده از منابع دانشگاهای غربی نه شما جواب خواهد داد که این سد همان صد خودمان است

بابک نوشته:

بیسواد جان،
کمى هم از خود مایه بگذار قربان قدت، آنگاه دیگر احتیاج به منابع دانشگاههاى ( البته با دو ه) غربى و یا شرقى نباشد.
سد هم “به گمانم” با تشدید خوشایندتر باشد تا صد خودتان.
نقطه زیر را هم زبر کردى.
اما واقعاً چه زیبا سروده:
هر زمان در مجمعى گردى چه دانى حال ما…
هر که یک پیمانه زین مى خورد، مى داند که چیست…
به به

بیسواد نوشته:

ببخشید بابک جان ، روی سخنم با آن بابک دیگربود دامت افاضا ته که کیهان شناس است و جامع جمیع علوم و کمالات و…..،، لطفا به دل نگیرید،

بابک نوشته:

بیسواد عزیز و گرانقدر،
بیانگر را وِلش (وِل کن)، محتوى را بچسب.
جایى خوانده بودم که چسبندگى از خصوصیات ذهن باشد، حال مى بینم که این چسبندگى ذهنى در شما نسبت به بنده حاد گشته.
شرط احتیاط مى باید اختیار شود که مطمئن گردى مزمن نشود، چرا که تواند به روان پریشى کشد (حال یا در خود و یا در این حقیر!)
چه خوش فرمود شیخ اجل:
نه بیان فضل کردم که نصیحت تو گفتم
هم از آدمى شنیدم بیان آدمیت

بیسواد نوشته:

بابک جان،
بیان نارسا محتوارا به مخاطب نمی رساند، و شاید از همین روست که تا کنون محتوایی از جمله در همین متن مبارک ندیده ام.
،نگران من نباشید
از سن روانپریشی ام گذشته در آستانه جنون پیری ام
اما فراموش نکرده ام که:هم از آدمی شنیدیم بیان آدمیت. و نه شنیدم.

فرشته نوشته:

بسیار زیبا

کانال رسمی گنجور در تلگرام