گنجور

غزل ۳۶۲

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات
 

خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده

نشان اینچنین بختی کجا یابم نشانم ده

نثاری خواهم ای جان آفرین شایستهٔ پایش

پر از نقد وفا و مهر یک گنجینه جانم ده

سخن بسیار و فرصت کم خدایا وصل چون دادی

نمی‌بخشی اگر طول زمان طی لسانم ده

سگ خواری کش عشقم به گردن طوق خرسندی

اگر خوان امیدی گستری یک استخوانم ده

من و آزردگی از عشق و عشق چون تویی حاشا

گرت باور نمی‌داری به دست امتحانم ده

من آن خمخانه پردازم که بدمستی نمی‌دانم

الا ای ساقی دوران می از رطل گرانم ده

یکی طومار در دست و در او احوال من وحشی

اگر فرصت شود گاهی به یار نکته دانم ده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نوشین جودزاده نوشته:

چرا وزن بیت دوم، سوم و چهارم به نظر درست نمی آید؟ اشتباهی در نوشتن پیش آمده یا اصل شعر همین است؟

حمیدرضا نوشته:

@نوشین جودزاده:
اشکالی در بیت دوم (های چسبان گنجینه) وجود داشت و رفع شد.
اما در بیت سوم و چهارم اشکالی ندارد و وزن هم درست است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام