گنجور

غزل ۳۱۹

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات
 

یک همدم و همنفس ندارم

می‌میرم و هیچ کس ندارم

گویند بگیر دامن وصل

می‌خواهم و دسترس ندارم

دارم هوس و نمی‌دهد دست

آن نیست که این هوس ندارم

گفتی گله‌ای ز ما نداری

دارم گله از تو پس ندارم

وحشی نروم به خواب راحت

تا تکیه به خار و خس ندارم

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مهرداد نوشته:

بیت سوم مصرع اول باید سئوالی خوانده شود . احتیاج به علامت سئوال دارد

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام