گنجور

غزل ۲۷۱

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات
 

من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم

اگر وحشی غزالی بود او را رام می‌کردم

درین مدت اگر اوقات من صرف ملک می‌شد

باو در بزمگاه عیش می در جام می‌کردم

رهم را منتهایی نیست زان رو دورم از مقصد

اگر می‌داشت پایانی منش یک گام می‌کردم

به کنج این قفس افتاده عاجز من همان مرغم

که تعلیم خلاص بستگان دام می‌کردم

به اندک صبر دیگر رفته بود این ناز بی‌موقع

غلط کردم چرا این صلح بی هنگام می‌کردم

پیامی کرد کز شرمندگی مردم که گفت اورا

شکایت گونه‌ای کز بخت نافرجام می‌کردم

چه ننگ آمیز نامی بوده پیش یار این وحشی

بسی به بود ازین خود را اگر سگ نام می‌کردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جواد نوشته:

با سلام
این غزل وحشی بافقی یکی دیگر از اشعار واسوخت او است که در آن به معشوق خود عتاب کرده و با گلایه با او سخن میگوید بر خلاف بسیاری از اشعار پیشین که فقط با ناز و نیاز نسبت به معشوق خود سخن میگوید
بعضی از اساتید ادبیات به خاطر این لحن وحشی نسبت به معشوق او را نکوهش میکنند آن ها میگویند مقام معشوق آن قدر بالاست که هرگز نمیتوان با او از در قهر و گلایه سخن گفت .

کانال رسمی گنجور در تلگرام