گنجور

غزل ۱۱۹

 
وحشی
وحشی » گزیده اشعار » غزلیات
 

به زیر لب حدیث تلخ ، کان بیدادگر دارد

بود زهری که بهر کشتن ما در شکر دارد

بلای هجر و درد اشتیاق پیر کنعانی

کسی داند که چون یوسف عزیزی در سفر دارد

ندارد اشتیاق وصل شیرین، کوهکن، ورنه

به ضرب تیشه سد چون بیستون از پیش بردارد

عتاب آلوده آمد ، باده در سر، دست بر خنجر

کدامین بی‌گله را میکشد دیگر چه سر دارد

کسی دارد خبر از اشک و آه گرم من وحشی

که آتش در دل و داغ ندامت بر جگر دارد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میثم نوشته:

درود بر گنجور و دوستان
دوستان معنی کلمه ی “حدیق”؟
تو لغتنامه نبود
حدیقه بود به معنای باغ و بوستان

بابک نوشته:

میثم گرامى،
در فرهنگ معین هم نشانه اى از حدیق نیست…
فقط یک گمانه زنى و آن اینکه “ق” و “ث” بر روى کیبورد در کنار یکدیگرند، شاید هنگام تایپ کردن حدیث به اشتباه حدیق آمده…

7 نوشته:

حدیق=باغ=باغ گل
باغ گلی که دیوار دورش باشد
مجازی به معنای گنجینه،مجموعه نفیس
سنایی که کتابی دارد به نام حدیقه المعانی

بابک نوشته:

۷ گرامى،
اگر حدیق مخفف حدیقه بود یقیناً در لغت نامه ها مى آمد…
ضمن آنکه حدیق تلخ = باغ و بوستان تلخ، بد قواره و بى معنیست…
کتاب سنایى نیز حدیقه الحقیقه (حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة) نام دارد، البته آن نسخه اى که نزد مخلص موجود است…

گمنام نوشته:

کس نمی تواند به زیر لب باغ تلخ بدارد، حرف و حدیث تلخ آری!! ، آنهم از زبان خوبرویان بیدادگر، تا آنجا که بخواهید.
حدیث است هم به شهادت مصراع بعدی که از شکر خایی زهر آلود سخن می گوید.

حمیدرضا نوشته:

به استناد دیوان وحشی بافقی به تصحیح پرویز بابایی کلمهٔ «حدیق» در مصرع آغازین با «حدیث» جایگزین شد.

7 نوشته:

درود

به زیر لب حدیق تلخ ، کان بیدادگر دارد
بود زهری که بهر کشتن ما در شکر دارد
میگوید میوه تلخی دارد زبان او که بین لبهای شیرینش قرار گرفته و تعجب و افسوس شاعر را برانگیخته.

بود زهری که بهر کشتن ما در شکر دارد
همچون زهر تلخ است با اینکه بین شکرین لبهای اوست.
سعدی:
برآمیزی و بگریزی و بنمایی و بربایی
فغان از قهر لطف اندود و زهر شکرآمیزت

لغتنامه های آنلاین کامل نیستند.الان لغتنامه دهخدا رو باز کردم همین چیزی نوشته که پیشتر آوردم.
پرویز خان هم احتمال زیاد معنی رو متوجه نشده گفته بذار یک ث بکوبیم رو ق کی به کیه
حدیقه الحدیقه و … یا نام دیگر آن احتمالا الهی نامه باشد که ناخواسته نوشتم حدیقه المعانی

گمنام نوشته:

جناب هفت،
گو یا سرکار ” آنچه یافت می نشود ” یافته اید
در دهخدا، معین ، فرهنگ عربی فارسی لاروس و در قاموس دری جستجو کردم و حدیق نیافتم
در باره لغتنامه های آنلاین با شما هم رایم اما منبع جسجوی من اینترنت نبود، به قرار ما تماشاگران بستان بوده ایم که از حدیق!! به حدیقه و میوه های تلخ و شیرین نرسیده ایم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام