قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۷۸

لیلی‌اش در دل و گوشش به صدای جرس است

یا رب این مغلطه مجنون ترا با چه کس است

می‌برد برگ گلی باد ز گلزار برون

بلبلی در پس دیوار مگر در قفس است؟

بلبل از بی‌خودی عشق جهد شاخ به شاخ

گل به خون گشته ز غیرت که مگر بوالهوس است

عمر در خدمت او صرف شد و یار هنوز

پرسد احوال مرا از دگران کاین چه کس است

دل مشتاق تو و لاف صبوری هیهات

شمع این انجمن آسوده ز باد نفس است