سیف فرغانی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۸

گر زان توام هر دو جهانم بستان

باکی نبود سود و زیانم بستان

باز آی بپرسش و ببین چشم ترم

لب بر لب خشکم نه و جانم بستان