صائب تبریزی » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۱۷۴

در گلشن وجود ره بوالفضول نیست

برگ خزان رسیده او بی اصول نیست

داغ است عشق از دل بی آرزوی من

خون می خورد کریم چو مهمان فضول نیست