و بدین دو فتح با نام که بهفضل ایزد تعالی و فر دولت قاهره، لازالت ثابتة الاوتاد. راسیة الاطواد، تیسیر پذیرفت، نظام کارهای حضرت و ناحیت به قرار معهود و رسم مالوف باز رفت، و بر قاعده درست و سنن راست اطراد و استمرار یافت و تمامی مفسدان اطراف دم درکشیدند و سر بهخط آوردند، و دلهای خواص و عوام و لشکری و رعیت بر طاعت و عبودیت بیارامید، و نفاذ اوامر پادشاهانه از همه وجوه حاصل آمد، و حشمت ملک و هیبت پادشاهی در ضمایر دوستان و دشمنان قرار گرفت، و ذکر آن در آفاق و اقطار عالم شایع و مبسوط گشت. و اگر در تقریر محاسن نوبت این پادشاه دیندار و شهریار کامگار -که در ملک مخلد باد و بر دشمن مظفر-خوضی و شرعی رود، و فضایل ذات بزرگ و مناقب خاندان مبارک شاهنشاهی را شرحی و بسطی داده شود، غرض از ترجمه این کتاب فایت گردد، و من بنده را خود این محل از کجا تواند بود که ثنای دولت قاهره گویم؟ که
اگر مملکت را زبان باشدی
ثناگوی شاه جهان باشدی
ملک بوالمظفر که خواهد فلک
که مانند او کامران باشدی
ز صد داستان کان ثنای توراست
همانا که یک داستان باشدی
و اقتدا و تقیل این پادشاه بندهپرور -که همیشه پادشاه و بندهپرور باد- در جهانداری بهمکارم خاندان مبارک بوده است، و معالی خصال ملوک اسلاف را انارالله براهینهم قبله عزایم میمون دانسته است.