عطار » مختارنامه » باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات » شمارهٔ ۴۷

دل گرچه ز عمر پیش خوردی دارد

می ده که دلم هنوز گردی دارد

بر زردی آفتاب دَر دِه می سرخ

کاین زردی آفتاب دردی دارد