عطار » مختارنامه » باب هشدهم: در همّت بلند داشتن و در كار تمام بودن » شمارهٔ ۳۰

ای آن‌که هزارگونه سودا داری

مردان همه ماتم، تو تماشا داری

خوش می‌خور و می‌خفت، که داند تا تو

در پیش چه وادی و چه دریا داری؟