عطار » اسرارنامه » بخش هفتم » بخش ۱۱ - الحکایه و التمثیل

شنودم حال بوالفشِّ چغانی

که گفتندش چرا خر می‌نرانی

که چون خورشیدِ روشن‌روی در گشت

بتاریکی فرومانی درین دشت

تو هم ای بُرده اندر دشت خوابت

نراندی خر فروشد آفتابت