روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۲

بیگانه نی‌ام ز تو بر خویشم خوان

بنشین بر من یا بر خویشم بنشان

گه گه به لبم نه و کامم می‌ده

گه گه ز کفم جام لبالب بستان