روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲

ابر خط تا سایه بر خورشید رویش افکند

دم به دم باران اشک از چشم من باران بود

یار هر جایی ز مصر دل برون کن زینهار

ای عزیز من اگر خود یوسف کنعان بود

هر که همچون روح عطار اوفتد در قید عشق

دل رهد از دست اگر خود رستم دستان بود