روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱

تو آن شهی که فریدون به صد هزار شکوه

ز جان غلام غلام تو را غلام بود

درِ مدینه علمی و در مدینه علم

به فضل و زهد و کرم سکه‌ات بنام بود

به صبحت از نظر اولیا درود رسد

به شامت از نظر انیبا سلام بود

خدای از آن اسدالله نام کرد تو را

که شیر چرخ بر صولت تو رام بود

به نیم‌روز کفت دخل نیم‌روز دهد

به گاه شام عطایت خراج شام بود

سخن به مدح تو آراستن نه حد من است

چو چند جای ثنای تو در کلام بود

چه وصف گویمت ای شاه کشور معنی

خطاب (لحمک لحمی) تو را تمام بود