دوش دور از روی تو چون موی تو
بس پریشان بودم اندر کوی تو
خال تو دیدم سیه چون حال خود
حال خود آشفته چون گیسوی تو
لالهرویا ارغوان از چشم من
چند ریزد نرگس جادوی تو
تا کی آن جان غارت دلها کند
همچو ترکان طره هندوی تو
پیش رویت گر نماز آرم رواست
هست محرابم خم ابروی تو
روزی از دست تو در پایت فتم
در هم و سرگشته چون گیسوی تو
روح عطار تو همچون چشم بد
از چه روی افتاد دور از روی تو