سرو سیمینمرکب خورشید انور ساخته
آفتابی رهبر سرو سمنبر ساخته
از رخ و زلفی شب و روزی به هم آمیخته
مهر و مه را مشک و عنبر طوق و چنبر ساخته
گه به دیبای منقش قد سرو آراسته
گه قبای زر به بالای صنوبر ساخته
برگ لاله برقع از سنبل فروآویخته
عقد لؤلؤ حقه از یاقوت احمر ساخته
نرگس بیمار چشمش از برای سایهبان
بر سرش پیوسته طاق از عنبر تر ساخته
تا کند مهمانی طوطی خطش از لبان
عنبر هندوی خالش نقل شکر ساخته
حلقههای سنبل مشکین ز گل آویخته
زهره را از حلقههای گوش زیور ساخته
بس شکن انداخته در طره پرتاب و چین
وآن شکنها مسکن دلهای غمخور ساخته
روح پاک است این تن نازک نگوید هیچکس
کاین وجود از باد و خاک و آب و آذر ساخته
جز دل و جانی ندارد روح عطار از جهان
از دل و جان جان و دل ایثار دلبر ساخته