شرح آشفتگی زلف تو ای مایه ناز
سر مویی نتوان گفت به شبهای دراز
گرد صد نکته دلخواه برآید خاطر
تا کند شمهای از شرح دهانت آغاز
در هوای شکرستان لب شیرینت
میکند طوطی جان از قفس تن پرواز
بود آیا که بود در بر من تا دم صبح
آن سهیسرو سمنعارض پرورده به ناز
ما که در پای تو چون آب روان افتادیم
آخر ای سرو روان سایه به ما میانداز
خادم از بهر جگرسوختگان عود بسوز
مطرب از بهر غماندوختگان عود بساز
روح عطار اگر از دیده چنین ریزد سیل
بعد از این دجله بغداد رود در شیراز