روز و شب در همه حالی ز خدا یاد آور
قادر و حاضر خود را همه جا یاد آور
پادشاهی و بزرگی چو خدایت داده است
غم درویش خور و حال گدا یاد آور
آتش قهر مزن در دل درویش اسیر
گاه سودا و ز دود دل ما یاد آور
چون خلافت به تو افتاد خلاف قرآن
مکن از حالت صعب خلفا یاد آور
یک دو روزی که حیاتی است تو را عاریتی
از فنا بگذر و از دار بقا یاد آور
واقف سر تو در کل قضایاست خدای
واقف خویش به کلی قضا یاد آور
چون بد و نیک جهان راست جزایی بیشک
با کسان بد مکن از روز جزا یاد آور