روح عطار » دیوانچهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲

چو یادم از وصال دلبر آید

فغانم از میان دل برآید

در آن مجلس که گویم شرح خطش

غبار مشک و بوی عنبر آید

گذر کن بر سرم روزی از آن پیش

که ناگه روز عمر من سرآید

بیا ای شادی جانم اگرچه

بر عشاق شادی کمتر آید

چو گوید وصف لعلت روح عطار

سخن در کام او چون شکر آید