«أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلإْسْلام »
در عالمِ ظاهر سینهی آسمان را گشاده کردیم، یعنی به نور ستارگان و آفتاب و ماه گشاده کردیم، و همه نوای زمین که خاک تیره است از اوست. هرچه در جهان پیرایه است از تبسّم شیرین آفتاب است، تا بدانی که نور صدر منشرحان که ابدالاند چه نواها میدهند مر عاصیان را. تو در قبض و قساوت زمین مینگر و در شرح صدر آسمان مینگر، و در قبض و قساوت دل عصاة مینگر و در بیمزگی ایشان مینگر و در روح و راحت اصحاب مشروح الصدر نظر میکن. خاک را چه خبر که رونق او از آسمان است و بیباکی را چه آگاهی است که بقای وی به سبب نیکان است.
آخر از شهر سماء به ولایت سباء زمین چندین هزار کاروان سرمایه میآرند، آخر از بهر چیزی میآرند تا خرید و فروخت کنند و چیزی برند و هما را نگذارند و رایگان چیزی نبرند، اعمال برند و عقل و روح برند. و اجزای تنت را کی افکنده بمانند، بلکه به تبرّک همه از این تربت یعنی از خاک تو ببرند. اگر چه تو آب را در حوض و آوند بازداری تا به دست تو بیمار شود و رنگ و مزه بگرداند، امّا به تدریج حفره بران زمین را و عیّارپیشگان هوا را و ربایندگان تیزی آفتاب را بفرستند تا او را از دست تو بیرون کنند و ببرند و به موضع او رسانند، به همان جای که آمده است. این عقل و روح و رنگ و بوی از کدام حضرت آمده است، همان جای بازرود « وَ إِلیَ اللَّهِ تُرْجَعُ الأُْمُور»
عجبم میآید که خاک ولایت زمین را به توبرهی سمند تقدیر به عرصهی افلاک میکشند، و از مؤمن عجب است که یاد سماء نکند و عجب است از قرآنخوانی که هیچ خبر ندارد از قرآن که فرمود:« وَ فیِ السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ». مگر تردّد است او را در علیّین، مگر او به گمان شنیده است این را: « وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الأْرْضِ». مگر در این آیت خلافی روا داشته است که «وَ رَفَعْناهُ مَکاناً عَلِیا». مگر قبض کردن عیسی را به آسمان منکر است؟ مگر «سُبْحانَ ربی الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ » را به هرزه شنوده است؟ مگر ندانسته که آدم را از راه سما به بهشت بردند «اسْکُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُکَ الجَنَّةَ ». اکنون هبوط جایی باشد که صعود باشد. مگر امیدی نمیدارند که کارهای او را بالا برند و به سما افکنند؟ جو و گندم را که بکوبند آن را تلف نشمرند چو از آن کوفتگی اجزای حیوان میشود، و گل را اگرچه آب کنند او را به کمال حال میرسانند. پس خلق را چون جو و گندم که میکوبند آخر ایشان را هم به جایی برند و به کمالی برسانند؛ و اللّه اعلم.