سیدای نسفی » شهر آشوب » شمارهٔ ۲۵ - درزی

از غم آن شوخ درزی جامه خود سوختم

چشم چون سوزن به چاک دامن او دوختم

زین هنر هرگز نشد چاک گریبانم درست

رفته رفته کوی او کار عجب آموختم