سراج قمری » گزیدهٔ اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲

دوستی کن که هر که دوست بوَد

هیچ‌کس در جهانْش دشمن نیست

تا به هم نیست جمع آتش و موم

شب تاریک جمع، روشن نیست