خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » رباعیات » شمارهٔ ۷۸

ای چشمهٔ نوشَت به روان بخشی فاش

حیران شده در نقش جمالت نقاش

هیچ‌ست جهان از نظرم چون دل تنگ

ور مهر رخ تو هست گو هیچ مباش