خواهد آورد خط و ترک جفا خواهد کرد
گر کند عمر وفا یار وفا خواهد کرد
خواهد از سرکشی آن گلبن ناز آید باز
رحم بر بلبل بیبرگونوا خواهد کرد
خواهد از رشتهٔ کارم گره از لطف گشود
چارهٔ عقدهام آن عقدهگشا خواهد کرد
خواهد افتاد در اندیشهٔ ناکامیِ من
کامهای دلم از لطف روا خواهد کرد
خواهد از رشتهٔ هجران شدنم عقدهگشا
گرهی را که به کارم زده واخواهد کرد
خواهد آمد به سرم همچو قبا وز غیرت
جامهٔ هستیِ اغیار قبا خواهد کرد
مهربانش به منِ خسته خدا خواهد ساخت
گر ترحم نکند یار خدا خواهد کرد
ثمری گر ندهد آه فغان خواهد داد
اثری گر نکند ناله دعا خواهد کرد
خواهد از جاذبهٔ عشق به من مایل شد
رفت اگر از برِ من رو به قفا خواهد کرد
گر پسندد که دهم جان ز غمش نیست غمی
هرکه این درد به من داد دوا خواهد کرد
برنتابم ز درش روی که آخر مشتاق
شاه من رحم بر احوال گدا خواهد کرد