مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۸۲

جانا رمقی در دل شوریده نماند

در سینه بجز ناله دزدیده نماند

طوفان سرشک هم سرآمد که مرا

خون در رگ و آب در دیده نماند