مجد همگر » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۲۰۳

در بزم شهان چو آب من روشن نیست

جز بر سر خاک تیره‌ام مسکن نیست

آن شد که نَبُد رخصت بیرون شدنم

اکنونم اجازه درون رفتن نیست