طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۱۰

گر فلک سازد جدا از آن گوهر یکتا مرا

چون صدف گردد کف افسوس سرتاپا مرا

ترسم آن آتش که از عشق تو سوزد بر سرم

رفته‌رفته افکند مانند شمع از پا مرا