اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۱۷۳

چو نقد هستی ما سکه وجود گرفت

نمود روی دلی عشق و هر چه بود گرفت

خیال طاقت نادیده را به غارت داد

که بود اینکه ز ما هر چه هم نبود گرفت