×
۱
۲
رهی معیری » ترانهها و نغمهها » شمارهٔ ۴۱ - بهار عاشق (اصفهان)
برده صبرم از دل چشم مستی
ماه ساغر نوشی می پرستی
در میان خوبان فتنه جویی
در شکار دلها چیره دستی
شب با چهره او مه جلوه گر نیست
[...]
۱۱ بیت
رهی معیری » ترانهها و نغمهها » شمارهٔ ۴۵ - بهار شادی
سوی بستان شد ز نو وزان باد بهاری
بلبل با گل کرده تازه پیمان عشق و یاری
چمن ز گل خبر دهد از جمال نکویان
صبا ز دل برد محن با نسیم بهاری
شکوفه رخسار نکو آراید بنفشه از طره گره بگشاید
[...]
۸ بیت
رهی معیری » ترانهها و نغمهها » شمارهٔ ۴۸ - هستی
هستی ندارد بها بی عشق و مستی، مستی بود کار ما در بزم هستی
در میخانه عاشقی ساغرپرستم، ساقی چون تو شوی، خوشا ساغرپرستی
باز آی گل خندان از در مجلس، به دستی قدح، مینا به دستی
دارم غمی و دردی، رخسار زردی، خوش تر بود درد عشق از تندرستی
جانا با غم تو شادم، شادم که جان در پایت دادم
[...]
۸ بیت
رهی معیری » ترانهها و نغمهها » شمارهٔ ۵۲ - برای سنگ مزارم سرودهام
الا ای رهگذر کز راهِ یاری
قدم بر تُربَتِ ما میگذاری
در اینجا شاعری غمناک خفته است
رهی در سینهٔ این خاک خفته است
فرو خفته چو گل، با سینهٔ چاک
[...]
۸ بیت
۱
۲
تعداد کل نتایج: ۲۴
