گنجور

 
۱
۲
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۰

 

چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود

جز این نبود گر آخر یار‌ی‌ای دیدم ز یار خود

به خون خود ز تیرش غلتم و شادم به امیدی

که آید آن شکارافکن به سر وقت شکار خود

بس است امیدگاه من جفا ترسم بدل سازی

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۳

 

بدی از نیک بر نمی‌آید

کار زهر از شکر نمی‌آید

من براهش ز خویش بیخبرم

باز گویش خبر نمی‌آید

پیش آهم چه خیزد از دوزخ

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۷

 

دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد

به شیشه سنگ ازین بیشتر چه خواهد کرد

در آن محیط که مرگ آبِ زندگانی شد،

به غرقه خصمی موج خطر چه خواهد کرد

چه باکش از ستمت جان بلب رسیده هجر

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۰

 

خون ازین غم سزد از دیده بسمل برود

که بحسرت نگران باشد و قاتل برود

ماهم امشب سفری گشته خدایا مپسند

که برآید مه و آن ماه بمحفل برود

کشتی ما که طلبکار شکست است چه سود

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۰

 

جز آنکه کرد ز عشقت خراب خانه خویش

کدام مرغ ز هم ریخت آشیانه خویش

سزد چو لیلی و مجنون من و تو گر نازیم

ز حسن و عشق بعهد خود و زمانه خویش

به بحر عشق منم آن صدف که نیست مرا

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۵

 

سنگین دلت گرفته دلم تنگ در بغل

آورده تنگ شیشه من سنگ در بغل

بی او بسیر گل دل پرخون مرا ببر

خوشتر ز شیشه می گلرنگ در بغل

در سینه‌ام بدل ننمودی رخ و گرفت

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۹

 

دارم دلی صد بحر خون زان تیر مژگان در بغل

هر دم هزارش موجه و هر موجه طوفان در بغل

خوش میطپد در بر دلم پیکی همانا میرسد

پیغام دلبر بر لب و مکتوب جانان در بغل

خوش آنکه با آن مه‌شبی گلدشت مهتابی کند

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۸

 

تو در غربت من آرام از غمت چون در وطن گیرم

مگر میرم ز هجران تو و جا در کفن گیرم

از آن گمگشته ناید قاصدی هرگز مگر گاهی

سراغ یوسف خویش از نسیم پیرهن گیرم

بیا وز هجر زین بیشم مکش اندیشه کن زآندم

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۲۹

 

ربود دوش چنان باده وصال تو هوشم

که تا صباح قیامت خراب باده دوشم

بحشر هم عجب از جور یار نیست که چون نی

برآورد چو زخاکم درآورد بخروشم

نه خود بحرف تو گویا شوم که شوق تو باشد

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۱

 

هم اول کاش از کویت من افکار می‌رفتم

چو می‌رفتم زا جورت آخر و ناچار می‌رفتم

نیم مرغی که ارزم صحبت صیاد را ورنه

به پای خود به سوی دام از گلزار می‌رفتم

به کویت با کم از کس نیست آن مرغم که صدباره

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۳

 

خوش آنکه با تو یکشب در باغ خفته باشم

چون بشکفد سحر گل منهم شکفته باشم

عمرم به پند او شد صرف و نشد که یکره

از من شنیده باشد پندی که گفته باشم

خوش آنکه آیم از پی ز آن ره که رفته باشی

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۸

 

تا چند بکویش ایستم من

پندارد یار نیستم من

در باغ سحر شدم ببویش

خندید گل و گریستم من

خوش آنکه چو شاه و بنده در بزم

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۴

 

ای که با اهل هوس نرد وفا باخته‌ای

منم آن مهره که در ششدرم انداخته‌ای

محفل‌افروز جهانی تو که داری چون شمع

رخ افروخته‌ای و قد افراخته‌ای

یکره ار جلوه کند سرو تو در باغ وگر

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ » شمارهٔ ۲

 

دریغا ز حاجی محمدعلی

ثمین گوهر درج مجد و علا

که ناگاه از کین بخاکش فکند

سپهر جفا پیشه چون نقش پا

بر اوج فلک یافت روحش مقام

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ » شمارهٔ ۱۹ - تاریخ فوت میرزا احمد

 

دریغ و درد که از محفل جهان چون شمع

بچشم اشک‌فشان رفت میرزااحمد

ز شوق صحبت روحانیان ز عالم تن

بسوی عالم جان رفت میرزااحمد

ازاین چمن شد و مرغان بناله می‌گویند

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ » شمارهٔ ۲۱ - فتح قندهار

 

چو تیغ نادر دوران شهنشه ایران

به دهر غلغله از فتح قندهار افکند

برای جستن تاریخ این همایون فتح

به بزم اهل سخن رهروی گذار افکند

کشید سر به گریبان و مطلعی مشتاق

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ » شمارهٔ ۲۲ - تاریخ فوت میرزا محمدشفیع

 

فروغ مشعله دودمان مرتضوی

که همچو مهر بر آفاق مدتی تابید

مه سپهر شرف میرزا شفیع که بود

چه طعنه‌ها زد رخشندگیش بر خورشید

غروب کرد چنان تیره ساخت عالم را

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 

مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخ » شمارهٔ ۵۱

 

چه شد میرزا مهدی آن قطب دانش

که بود او بهر علم عالم کلاهی

مکان در خم هستیش بود چندی

فلاطون صفت آن حکیم الهی

نهان گشت آخر روان منیرش

[...]

۵ بیت
مشتاق اصفهانی
 
 
۱
۲
 
تعداد کل نتایج: ۳۸