گنجور

 
۱
۳
۴
۵
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۰۰

 

سودای تو هر شب کشدم بر سر کوئی

چون آینه هر لحظه کنم روی بروئی

کی یکسر مو جان زفسون تو برد دل

کامیخته سحر تو بر هر سر و موئی

امشب بکجا میروی ای سرو خرامان

[...]

۱۰ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱۶

 

ای ترک ندانم زچه خیل و چه سپاهی

دانم که تو بر خیل نکویان همه شاهی

ترکان جهان لشکر و بر جمله امیری

خوبان همه سیاره تو بی پرده چو ماهی

تو یوسفی و چاه نهفتی بزنخدان

[...]

۱۱ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۳۰

 

مخمور سروریم کجائی می غم های

مردیم بامید وفا جور و ستم های

گر رشحه باران نبود شعله برقی

از من مگذر غافل ای ابر کرم های

لبریز چو شد ساغر چه درد و چه صافی

[...]

۱۳ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۴۶

 

سودای تو آتش زده در رخت صبوری

از آب کجا تشنه کند صبر به دوری

پای از دل اغیار برون نه که بریبی

در خانه ظلماتی ای پیکر نوری

خاموشم اگر ناله من گوش تو آزرد

[...]

۷ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۵۱

 

در چنگل بازی نکند خانه حمامی

یا آهوی وحشی نشود رام بدامی

مألوف بدامی نشنیدم که شنود مرغ

جز دل که بآن زلف سیه کرده دوامی

آغوش سلامت همه مأوای رقیبان

[...]

۱۱ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۵۵

 

ای جنت جاوید ز رخسار تو بابی

دلداری و خوبی ز صفات تو کتابی

گلبرگ چمن آب ز رخسار تو بگرفت

سنبل خورد از حلقه گیسوی تو تابی

ای نرگس بیمار بخوانی تو و سحرت

[...]

۱۲ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۷۵

 

بی‌غیر میسر شودت گر لب کشتی

با غیر از آن به که برندت به بهشتی

غلمان چو ندیم است به هر گوشه بهشت است

بی‌دوست بگویید چه حور و چه بهشتی؟

ناچار بود منزل تو روضه رضوان

[...]

۷ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۸۶

 

ای دلبر هر جائیم امشب بکجائی

گفتی که بیائی زچه روعهد نپائی

ما دیده گشودیم و فروبسته در از غیر

تا تو زسرانگشت کرم در بگشائی

چندانکه نیاز آرمت ای ترک جفاجو

[...]

۹ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹۸

 

ای شمع چه داری بجهان سوز و گدازی

از چیست که با حالت پروانه نسازی

بلبل که بود مؤذن گلزار مگر رفت

کامشب نشنیدم زچمن بانگ نمازی

مطرب که همه ساله بدی واعظ مستان

[...]

۹ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۰۲

 

ای جان به چه ارزی تو که جانانه نداری

ای شمع بمیری تو که پروانه نداری

در حلقه دامش نکنی یاد زگلزار

ای مرغ گرفتار مگر خانه نداری

جویند بویرانه دل گنج محبت

[...]

۸ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۱۶

 

از هیچ کسی ساخته غیر از تو دهانی

جز تو بخیالی که کند تنک میانی

گر ماه بود قوه گفتار ندارد

ور غنچه بود پیش تواش نیست دهانی

گفتند حکیمان سخن از مسئله جزء

[...]

۱۰ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۵

 

ای زمزمه عشق تو در هر سر و کویی

وز یاد تو در هر گذری هایی و هویی

سرگشته چو گو در همه آفاق چه گردی

خوش آنکه چو من خاک شود بر سر کویی

پروانه‌صفت بر همه شمعی چه زنی پر

[...]

۱۱ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۲۹

 

مشتاق بود گوش به رودی و سرودی

مطرب به نوا ساز بکن چنگی و رودی

در پرده عشاق مزن شور مخالف

آهنگ مؤالف زن و وزر است سرودی

شاید که برد ضرب اصولت به حجازم

[...]

۱۲ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۳۰

 

باغی و فراغی و حریفی و کتابی

چنگی و ربابی و شرابی و کبابی

ای رند چو امروز میسر شدت اینها

تا کی غم فردا چه حسابی چه کتابی

گر یار ندیم است چه جنت چه جهنم

[...]

۱۰ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 

آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۱۲۵۴

 

در طور دلم نورصفت جلوه‌گر آیی

شب شعله شوی باز و چو شمعم به سر آیی

سودا نهمت نام و یا عشق کدامی

هر روزه به رنگ دگری جلوه‌گر آیی

گه بانگ انا الحق به سر دار برآری

[...]

۱۶ بیت
آشفتهٔ شیرازی
 
 
۱
۳
۴
۵
 
تعداد کل نتایج: ۹۵