×
مسعود سعد سلمان » توصیفات » شهرآشوب » شمارهٔ ۴۲ - صفت دلبر نایی گوید
ای دلکش و دلبند من فدیتک
زلفین تو دلبند و چشم دلکش
چو خامه آزر میانت لاغر
چون نامه مانی رخت منقش
نای تو به دست چون منی آمد
[...]
۶ بیت
مسعود سعد سلمان » توصیفات » شهرآشوب » شمارهٔ ۷۸ - صفت دلبر گریان گفته
چون ابر مکن دیده را نگارا
بر روی خود از اشک همچو ژاله
لاله ست رخ تو و زیانش دارد
گردد تبه از ژاله برگ لاله
۲ بیت
مسعود سعد سلمان » توصیفات » شهرآشوب » شمارهٔ ۸۶ - صفت یار تیغ زن گفته
آهخته چه داری مدام تیغت
ای دوست بگو بر که کینه داری
ماند صنما غمزه و رخت را
تیغ تو به تیزی و آبداری
مریخ شوی چون سلیح پوشی
[...]
۳ بیت
مسعود سعد سلمان » توصیفات » شهرآشوب » شمارهٔ ۹۱ - صفت دلبر تاجر باشد
ای آنکه به رخسار ارغوانی
نوشین لبی و شیرین زبانی
بازار تو همچون آسمانست
زیرا که تو چون ماه آسمانی
برجند دکان ها تو را و چون مه
[...]
۶ بیت
