×
۱
۲
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵
بیفایده هر که عمر در باخت
چیزی نخرید و زر بینداخت
۱ بیت
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۱
امروز بکش چو میتوان کشت
کآتش چو بلند شد جهان سوخت
مگذار که زه کند کمان را
دشمن که به تیر میتوان دوخت
۲ بیت
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۶۲
وامش مده آن که بی نماز است
گرچه دهنش ز فاقه باز است
کاو فرض خدا نمیگزارد
از قرض تو نیز غم ندارد
۲ بیت
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۷۳
سرهنگ لطیفخوی دلدار
بهتر ز فقیه مردمآزار
۱ بیت
سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۹۷
دونان نخورند و گوش دارند
گویند امید به که خورده
روزی بینی به کام دشمن
زر مانده و خاکسار مرده
۲ بیت
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۴۷
دیدم گلِ تازه چند دسته
بر گنبدی از گیاه رُسته
گفتم: چه بود گیاهِ ناچیز
تا در صفِ گل نشیند او نیز؟
بگریست گیاه و گفت: خاموش
[...]
۱۲ بیت
سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی
او در من و من در او فتاده
خلق از پی ما دوان و خندان
انگشت تعجّب جهانی
از گفت و شنیدِ ما به دندان
۲ بیت
۱
۲
تعداد کل نتایج: ۲۷
