فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱۰ - نشستن رامین بر تخت شهنشاهى
به فرش گشته سه چیز از جهان کم
یکی رنج و دوم درد وسوم غم
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱۱ - وفات کردن ویس
ز پیکر همچو کوهی کرده محکم
ز صورت چون بهشتی گشته خرم
فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۱۳ - در انجام کتاب گوید
به گاه روشنایی ماه و انجم
بدو مانند همچون بت به مردم
لبیبی » ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی » شمارهٔ ۷۵ - به شاهد لغت ماژ، بمعنی عشرت و سور کردن
درین محنت سرای شادی و غم
که گاهی ماژ باشد گاه ماتم
باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۹۲
غمم غم بی و همراز دلم غم
غمم همصحبت و همراز و همدم
غمت مهله که مو تنها نشینم
مریزا بارک الله مرحبا غم
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۱
چو دانستم که گردندهست عالم
نیاید مرد را بنیاد محکم
پس آن بهتر که ما در وی مقیمیم
شبان و روز با هم مست و خرم
مرا زان چه که چونان گفت ابلیس
[...]
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۴
مسلم کن دل از هستی مسلم
دمادم کش قدح اینجا دمادم
نه زان میها کز آن مستی فزاید
از آن میها که از جانم کم کند غم
حریفانت همه یکرنگ و دلشاد
[...]
سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰
زهی پشت و پناه هر دو عالم
سر و سالار فرزندان آدم
دلیل راهت ابراهیم آزر
منادی ملتت عیسی مریم
شبستان مقامت قاب قوسین
[...]
انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح امیر ضیاء الدین مودود احمد عصمی و تهنیت او به تشریف سلطان
مبارک باد و میمون باد و خرم
همایون خلعت سلطان عالم
بلی خود خلعت سلطان بهرحال
مبارک باشد و میمون و خرم
ترا بیرون ز تشریف شهنشاه
[...]
انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۳۴۰
بجز تو در دو گیتی کس ندیدست
کریم ابنالکریمی تا به آدم
زمین تاب عتاب تو ندارد
چه جای این حدیث است آسمان هم
غرض ذات تو بود ارنه نگشتی
[...]
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳ - در استدلال نظر و توفیق شناخت
مگو ز ارکان پدید آیند مردم
چنان کهارکان پدید آیند از انجم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم
به معنی، کیمیای خاک آدم
به صورت توتیای چشم عالم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵ - در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم
ز چاهی برده مهدی را به انجم
ز خاکی کرده دیوی را به مردم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸ - ستایش اتابک اعظم شمسالدین ابوجعفر محمدبن ایلدگز
جز این یکسر ندارد شخص عالم
مبادا کز سرش مویی شود کم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز
به گاهِ کوهکندن آهنینسُم
گهِ دریا بُریدن خیزران دُم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۲۰ - نمودن شاپور صورت خسرو را بار اول
نهاده باده بر کف ماه و انجم
جهان خالی ز دیو و دیو مردم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۳۰ - رفتن شاپور دیگر بار به طلب شیرین
چو آمد وقت خوان دارای عالم
ز موبد خواست رسم باجِ بَرْسَم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۵۱ - شفاعت کردن خسرو پیش مریم از شیرین
در آن مستی نشسته پیش مریم
دم عیسی بر او میخواند هر دم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیتنامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه
برست از چنگ مریم شاه عالم
چنانک آبستنان از چنگ مریم
نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۸۹ - آوردن خسرو شیرین را از قصر به مدائن
هزار اسب مرصع گوش تا دم
همه زرین ستام و آهنین سم
