سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز
دو کونش یکی قطره از بحرِ علم
گنه بیند و پرده پوشد به حلم
سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست
در آورد ملکی به زیر قلم
کز او بر وجودی نیامد الم
سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۳ - حکایت
به سبزه کجا تازه گردد دلم
که سبزه بخواهد دمید از گلم؟
حکیم نزاری » ادبنامه » باب نهم - در سخاوت و ترتیب آن نگاه داشتن و اسراف ناکردن » بخش ۱
برآورد بر بام عالَم عَلَم
به بازوی تیغ و زبان قلم
حکیم نزاری » ادبنامه » باب یازدهم - در تمهید معذرت از گناه و کیفیّت آن » بخش ۳ - حکایت
بس است این به دنیا و دین حاصلم
که در زمره بندگان داخلم
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » آیینه سکندری » بخش ۲ - در مدح شمس السلاطین علاء الدنیا و الدین
چون در باز کردم نخست از قلم
ز مطلع به انوار دادم علم
خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۱۸ - رسیدن سام به سر منزل عالم افروز
به دام اندر افتاد و مرغ دلم
شب و روز اندوه بدحاصلم
خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۲۸ - کشته شدن سمندان به دست سام و رها شدن قلواد
وز آن پس بگفت آرزوی دلم
برآور که غم شد همه حاصلم
خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۸۷ - رفتن سام در شب و دیدن پاسبان، او را و نومید آمدن
درین کینه از بند بگشا دلم
مزن آتش غم در آب و گلم
خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۱۱۸ - بردن عالمافروز، قلواد را نزد سام
کزین کوه الماس خسته دلم
ز بیمش روان دل ز هم بگسلم
خواجوی کرمانی » سام نامه - سراینده نامعلوم منسوب به خواجو » بخش ۱۲۲ - نهان کردن پریدخت را به حکم فغفور در سردابه و آوازه مرگ او
همان گاه خورشید برزد علم
برون شد شب قیرگون از قلم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۱۹ - خردنامه ارسطاطالیس
بزن شیشه خشم را سنگ حلم
بشو ظلمت جهل را زآب علم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۳۵ - خردنامه اسکندر
بگفتا زد این نقش آب و گلم
وز آن تربیت یافت جان و دلم
جامی » هفت اورنگ » خردنامه اسکندری » بخش ۷۳ - عذر خواستن مادر اسکندر حکیمان را
ز انفاستان گشت حل مشکلم
به سر حد جمعیت آمد دلم
رضیالدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹
وصالش دمی گر شود حاصلم
چو نو دولتان بر نتابد دلم
که دارد حریفان نشانم دهید
طلسمی که بگشاید این مشکلم
نه آتش قبولم نمود و نه خاک
[...]
صائب » دیوان اشعار » متفرقات » شمارهٔ ۱ - مثنوی رزمیه (کذا) (قندهارنامه)
نماند از صف دشمنان یکقلم
جز انگشت زنهار دیگر علم
طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ساقینامه » بخش ۲ - در اصفهان والامقامی بر بساط گوهر فکر به قانون دلخواه گردیدن
به چنگ آرد آن زینت محفلم
ز تکرار نغمه مکرر دلم
طغرای مشهدی » گزیدهٔ اشعار » ساقینامه » بخش ۹ - ساز سفر
کمانگر نشان داد از قاتلم
کمان خواستم، تیر زد بر دلم
