گنجور

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۲

 

از خراسان آن خورِ طاووس وش

سوی خاور می‌خرامد شاد و خوش

کآفتاب آید به بخشش زی بره

روی گیتی سبز گردد یکسره

مهر دیدم بامدادان چون بتافت

[...]

۴ بیت
رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۵

 

آن گرنج و آن شکر برداشت پاک

وندر آن دستار آن زن بست خاک

باز کرد از خواب زن را نرم و خوش

گفت: دزدانند و آمد پای پش

آن زن از دکان فرود آمد چو باد

[...]

۴ بیت
رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۶

 

دمنه را گفتا که تا: این بانگ چیست؟

با نهیب و سهم این آوای کیست؟

دمنه گفت او را: جزین آوا دگر

کار تو نه هست و سهمی بیشتر

آب هر چه بیشتر نیرو کند

[...]

۴ بیت
رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱۱

 

همچنان کَبتی که دارد انگبین

چون بماند داستان من بر این:

کبت ناگه بوی نیلوفر بیافت

خوشش آمد سوی نیلوفر شتافت

وز بر خوشبوی نیلوفر نشست

[...]

۴ بیت
رودکی
 

رودکی » مثنوی‌ها » ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه » بخش ۱۳

 

تا جهان بود از سر آدم فراز

کس نبود از راز دانش بی‌نیاز

مردمانِ بخرد اندر هر زمان

راز دانش را به‌هر گونه زبان

گِرد کردند و گرامی داشتند

[...]

۴ بیت
رودکی