گنجور

تبّری

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

تا پریشان به رُخ آن زلف سمن ساست تو را

جمع اسباب پریشانی دلهاست تو را

دست بردی به رخ از شرم و حریفان گفتند

که تو مو سائی و عزم ید بیضاست تو را

همچو ترسا بچگان عود و صلیب افکندی

یا حمایل زد و سو زلف چلیپاست تو را

قبلهٔ خلق بود گوشهٔ ابروی تو زان

کعبه و میکده و دیر و کلیساست تو را

سرو را به تو چه نسبت، مه نو را چه نشان

قامتی مُعتدل و طلعت زیباست تو را

سر کوی تو بود محشر خونین کفنان

خود به بام آی اگر میل تماشاست تو را

بتولاّت صبوحی به دو عالم زده پای

با چنین دوست بگو از چه تبرّاست تو را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

سمنسا برای نام دختران زیباست

امین کیخا نوشته:

سمنسا یعنی همانند یاسمن ولی معنی سمن ساییده و با بوی یاسمن هم شاید بشود معنی أش کرد .

امین کیخا نوشته:

یکی از زیبایی های سمنسا این است که به نستعلیق زیبنده نوشته می شود

نام؟ نوشته:

فکر کنم در بیت دوم مصرع دوم باید کلمه “مو سایی” با “موسایی ” جایگزین شود.

امیرعلی نوشته:

درود بر استاد کیخا
ازخوشنویسی این فن شریف نام بردیدخیلی سپاسگزارم
وازاین گنجینه بی بها که برای بنده حقیر سالیان سال آرزوست وجزءواحد های درسی است که برای یافتنش که بسیار سفر میبایدکمال قدر دانی می نمایم

جعفر عسکری نوشته:

“که تو موسایی”
“یا حمایل ز دو سو”
“سرو ا با تو”
“به تولّات” درست ترن
کاش جایگزین بشن

کانال رسمی گنجور در تلگرام