گنجور

سرخوشم

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

خوش می‌کشد بسوی تو این عشق سرکشم

گر از جفا رقیب نسازد مشوّشم

گه خال دانه می‌کشدم گه کمند زلف

چون صید ناتوان ز جفا در کشاکشم

از آب چشم و آتش دل بی تو هر زمان

گاهی در آب غوطه ور و گه در آتشم

گر صد رهم رقیب کشد از جفا هنوز

من با امید وصل تو با باده سرخوشم

از سیل اشک و نالهٔ غم آه دردناک

سوزد درون و چهرهٔ از خون منقّشم

نبود متاع دیگرم اندر دیار عشق

ای وای اگر مدد نکند بخت سرکشم

جانا به وری و موی عزیزت که در جهان

یکدم خیال روی تو نبود فرامشم

گفتم که ناخوشم ز غم هجر و انتظار

گفتا خموش باش صبوحی که من خوشم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رضا میرزازاده نوشته:

در یک بیت مانده به آخر “جانا به روی و موی ” درست است

مجتبی خراسانی نوشته:

به گمانم شاعر اثار دیگری هم داشته باشد.لطفا اگر مطلع هستین بیان بفرمایید

کانال رسمی گنجور در تلگرام