گنجور

اشتیاق جمال

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

شبی بخواب زدم بوسه بر لبش بخیال

هنوز بر لب آن شوخ می‌زند تبخال

ز چاک پیرهن اندام نازکش ماند

چو عکس برگ گل اندر میان آب، زلال

بنوش باده که اندر طریقت عشق است

چو شیر مادر، خون حرامزاده حلال

صبا ز روی تو گیرم نقاب بردارد

که راست تاب تماشایت ای بدیع جمال

دو ابروان کمانش بدیدم و گفتم

یقین که اوّل ماه و عیان شدست هلال

نمود تا که بمن رخ ز خویشتن رفتم

نبود صبر چنینم باشتیاق جمال

اگر ببزم صبوحی شبی رسد قدمش

نثار مقدم او جان دهیم مالامال

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام