گنجور

چشم هندو

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

یاد از آن روزی که کس را ره در این محضر نبود

ما و دل بودیم و غیر از ما کس دیگر نبود

آشنا با لعل جانبخش تو هر شب تا سحر

وقت مستی جز لب ما و لب ساغر نبود

زلف جادویش چنین جادوگری بر سر نداشت

چشم هندویش چنین طرّار و وحشیگر نبود

جز زبان شانه و دوست من و باد صبا

دست کس با زلف مشکین تو بازیگر نبود

چهر زرد و اشک گلگونم بها و قیمتی

داشت در نزد تو و حاجت به سیم و زر نبود

دوش در مستی بعزم کشتنم برخاست لیک

مردم از حسرت که در دستش چرا خنجر نبود

قصّه ها از بی‌وفائیها صبوحی تا ابد

بر زبان‌ها رانده شد لیکن مرا باور نبود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

آرش غنچه‌پور نوشته:

به زعم من، در مصراع اول بیت چهارم اشتباه تایپی رخ داده است و “دوست” غلط است و “دست” صحیح است.

شمس الحق نوشته:

حقیرازجناب شاطرعباس هیچ نمیداند وهیچ نخوانده است اما بلحاظ قواعد شعری گمان من هم برآنست که حق با آرش خان است وبجای دوست بایستی دست بیاید .

کانال رسمی گنجور در تلگرام