گنجور

همت مردانه

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

ای خوش آنانکه قدم بر در میخانه زدند

بوسه دادند لب ساقی و پیمانه زدند

به حقارت منگر باده کشان را، کاین قوم

پشت پا بر فلک از همّت مردانه زدند

خون من باد حلال لب شیرین دهنان

که به کار دل من، خندهٔ مستانه زدند

جانم آمد به لب امروز، مگر یاران دوش

قدح باده به یاد لب جانانه زدند؟

مردم از حسرت جمعی که از آن حلقهٔ زلف

سر زنجیر به پای من دیوانه زدند

عاقبت یک تن از آن قوم نیامد به کنار

که به دریای غمت از پی دردانه زدند

بندهٔ حضرت شاهی شدم از دولت عشق

که گدایان درش، افسر شاهانه زدند

هیچکس در حرمش راه ندارد کاینجا

دست محروم به هر محرم و بیگانه زدند

گر چه کاشانهٔ دل، خاص غم مهر تو نیست

پس، چرا مهر تو را بر در این خانه زدند؟

دل گم گشتهٔ ما را نبود هیچ نشان

مو به مو هر چه سر زلف تو را شانه زدند

آخر از پیرهن چاک صبوحی سر زد

آتشی را که نهان بر پر پروانه زدند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سعید اخیانی نوشته:

این غزل با کمی تغییرات در همین سایت در غزلیات فروغی بسطامی تحت شماره ۲۲۴آمده است .لطفا صاحب نظران گرامی مشخص فرمایند اصل غزل سروده کدام یک از دو شاعر می باشد؟

حسین خلج نوشته:

بنده در دیوان اشعار فروغی بسطامی این غزل را دیده بودم .

کسرا نوشته:

با سلام … این غزل بدون شک متعلق به فروغی بسطامیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام