گنجور

دل گمشده

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

گره‌ای از خم آن زلف چلیپا وا شد

هر کجا بود، دل گمشده‌ای پیدا شد

گر به آهوی ختا، نسبت چشمت دادیم

گنه از جانب او نیست، خطا از ما شد

گندم خال تو در خُلد، ره آدم زد

زلف شیطان صفتت راهزن حوا شد

ترک چشمان تو مستند و، دو شمشیر به دست

از دو بد مست یکی شهر پر از غوغا شد

سخن از لعل تو، هر جا که روم می‌شنوم

این چه سرّیست که در دوره ما پیدا شد؟

یا رب! این خرمن گل چیست که از نکهت او

آتشی حاصل و جانسوز من شیدا شد

ارنی گفت دلم بهر تماشای رُخش

لن ترانی به جواب، از دو لبش گویا شد

بی‌سبب رهزن میخانه صبوحی گشته

رهزن دین و دلم آن صنم ترسا شد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام