گنجور

نقطه خال تو

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است

آری! افطار رطب در رمضان مستحب است

روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیه

بخورد روزهٔ خود را به گمانش که شب است

زیر لب، وقت نوشتن همه کس نقطه نهد

این عجب! نقطه خال تو به بالای لب است

یا رب! این نقطهٔ لب را که به بالا بنهاد؟

نقطه هر جا غلط افتاد، مکیدن ادب است

شحنه اندر عقب است و، من از آن می‌ترسم

که لب لعل تو، آلوده به ماء العنب است

پسر مریم اگر نیست چه باک است ز مرگ

که دمادم لب من بر لب بنت العنب است

منعم از عشق کند زاهد و، آگه نبود

شهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است

گفتمش ای بت من، بوسه بده جان بستان

گفت: رو کاین سخن تو، نه بشرط ادب است

عشق آنست که از روی حقیقت باشد

هر که را عشق مجازیست حمال الحطب است

گر صبوحی به وصال رخ جانان جان داد

سودن چهره به خاک سر کویش سبب است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امین کیخا نوشته:

إفطار از فتاردن است یعنی پاره کردن باز کردن

امین کیخا نوشته:

اینجا صبوحی به سزاواری زباناوری خود را نشان میدهد ، درود به صبوحی چرب سخن

محمد نوشته:

دریغ از آن که شاعرانی از این دست از یادها مغفول ماندند شاید خرده بگیرند که شعرشان کوچه بازاری است اما واقعیت این است شعر ی شعر است که مخاطبی همه گیر داشته باشد. آهنگ این شعر تشبیهات و ترکیبات همه پسند است روحش شادو دست مریزاد به متولیان این سایت

امین کیخا نوشته:

همه پسندی هم خود نیرویی است در شعر ، ولی هیچ گاه یک ادم عامی شعر بوی جوی مولیان را نمی پسندد و نیز بیشتر ، پارسال باهم دسته جمعی ….. را ترجیح می دهد !

مسعود نوشته:

در این فکرم که اگر شاطر عباس، چنان که گویند، امی بوده و سواد خواندن نداشته ، پس از کجا می دانسته که زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهد!؟

سعید نوشته:

شعر عالی است. هم عامه پسند و هم کاملاً عرفانی است.

ناقلی نوشته:

شعر شون کاملا عرفانیست بعنوان مثال :
شحنه اندر عقب است ومن از آن می ترسم *که لب لعل تو،آلوده به ماء العنب است بنظرم مراد از شحنه مرگ وترس از بعداز مستی دنیاست

بیژن نوشته:

مراد از شحنه در بیت (شحنه اندر عقب است ومن از آن می ترسم *که لب لعل تو،آلوده به ماء العنب است) داروغه است .
و مغنای بیت اینست : که من از داروغه که کارش دستگیر کردن شراب خواران است میترسم , چون لبی را مکیده که به( ماء العنب ) که مراد شراب است الوده بوده.
عرفان از لابلای ابیات این اثر والا موج میرند.
خدا قوت به شما دوستان.

رزا نوشته:

همه چیز که قرار نیست عارفانه باشه چه اشکال داره عاشقانه باشه حالا که همه اسرار دارن ازش معنای عرفانی پیدا کنن

بهرنگ نوشته:

درود به همگی
کسی میدونه منظور از «مکیدن» در مصرع زیر چیه؟

«نقطه هرجا غلط افتاد مکیدن ادب است»

بهرنگ نوشته:

البته اگه منظور کل مصرع رو بگید ممنون میشم.

محمد نوشته:

سلام
در زمان قدیم در مکتبخانه ها که پاک کن نبوده اگر در موقع نوشتن اشتباهی کوچک پیش می آمد مثلا نقطه ای اشتباه نوشته میشد آنرا با زبان میمکیدند در اینجا شاعر با اشاره به این موضوع میگوید که خال بالای لب یار که بزعم او در جای درستش نیست را باید با مکیدن پاک کرد
یا علی

علی رضا صادقی نوشته:

“مکیدن ادب است” نوعی حسن طلب است برای درخواست بوسه_ امیر معزی در یک رباعی محترمانه و با حسن طلب از شاه اسب می خواهد:
شاه ادبی کن فلک بدخو را… گر چشم رسانید رخ نیکو را
گر گوی خطا کرد به چوگان زن…. ور اسب خطا کرد به من بخش او را

عرفان رهبری نوشته:

شب ماه رمضانرخ ننما سوی فقیه
که دهد مژده جهان را به گمان شب عید

فاطمه نوشته:

بنده نیز هر چقدر تلاش نمودم موفق به یافتن معانی عرفانی در این سروده نشدم. حال یا استعداد دوستان در یافتن معانی عرفانی بیش از حد بالاست و یا استعداد اینجانب بیش از حد پایین :)

پگاه نوشته:

من شعر را اینطور شنیدم:
بیت ۱ مصرع ۲: “وقت” افطار رطب در رمضان مستحب است
بیت ۲: روز ماه رمضان زلف میفشان که “فقیر” // بخورد روزه خود را به “گمانی” که شب است
بیت ۳ مصرع ۲: “پس چرا” نقطه خال تو به بالای لب است.

البته شاید در کل خیلی تفاوت نکند. اما واقعا فقیر (عاشق بیچاره) به نظرم بهتر از فقیه در شعر می نشیند. و به نظرم بقیه کلمات جایگزین هم همینطور. البته من اصل شعر را ندیدم.

پگاه نوشته:

من این شعر را اینطور شنیدم:
بیت ۱ مصرع ۲: “وقت” افطار رطب در رمضان مستحب است
بیت ۲: روز ماه رمضان زلف میفشان که “فقیر” // بخورد روزه خود را به “گمانی” شب است
بیت ۳: “پس چرا” نقطه خال تو به بالای لب است

من اصل شعر را ندیدم، اما به نظرم کلمات جایگزین بیشتر در شعر می نشینند. مخصوصا فقیر (عاشق بیچاره) به جای فقیه

چعفری انی نوشته:

کلمه فقیه بسیار جالب و درست می باشد معنی مصرع با این کلمه کامل است

ابی نوشته:

واقعا این شعر یکی از اشعار عاشقانه ی قوی و زیباییست که خوندم و رحمنت خپروردگار به روح بزرگ این مرد

امیرحسین بیات نوشته:

واقعا عالیه این شعر

بسیار بسیار بسیار زیباست و تفاسیرش عمیق

ناشناس نوشته:

مثل اینکه این شعر از شاطر عباس نیست و از رضوانی شیرازی است.
آقا سعید اگر هم از صبوحی باشد بی سواد بودنش اشکالی به فهم نقطه ی زیر لب در هنگام نوشتن، وارد نمی کند.
می تواند این نکته را از کسی شنیده باشد چنانکه شاعران کور و روشندلی که از تولد کور بوده اند هم بسیاری چیزها را توصیف می کنند.

سمانه ، م نوشته:

گمان نمی کنید به این غزل دو بیت اضافه شده یا تغییری در آن داده باشند
چون در بیتهای ۴ و ۸ قافیه ها به ” ادب “ختم شده
و در بیتهای ۵ و ۶ لغت العنب آمده ، که تکرار همان قافیه در دو بیت با روال معمول غزل
همخوانی ندارد،
هرچند که غزل بسیار زیبایی ست

سمانه ، م نوشته:

این غزل را در جایی خواندم که نقصی که اشاره کردم ندارد
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
روز ماه رمضان زلف میفشان که فقیه
بخورد روزه خود را به گمانش که شب است
زیر لب وقت نوشتن همه کس نقطه نهند
این عجب نقطه خال تو به بالای لب است
یارب این نقطه که به بالا بنهاد
نقطه هرجا غلط افتاده مکیدن ادب است
شحنه اندر عقب است و من از آن می ترسم
که لب لعل تو آلوده به ماء العنب است
منعم از عشق کند زاهد و آگه نبود
شهرت عشق من از ملک عجم تا عرب است
عشق آنست که از روی حقیقت باشد
هرکه را عشق مجازیست حمال الحطب است
گر صبوحی به وصال رخ جانان جان داد
سودن چهره به خاک سر کویش سبب است

عبدکریمی نوشته:

در نوشتار قدیم هرگاه نقطه ای زاید بود بلافاصله نویسنده نی مانندی می گذاشت و آن جوهر را می مکید و از بین می برد

عبدکریمی نوشته:

و دوستانی که عیب قافیه گرفته اند توجه نمایند که برای قافیه مصوت و صامت یا صامت های پایانی باید یکسان باشد و در تمام ابیات رعایت شده و صحیح است

وحدت فرهادی نوشته:

یکی از دوستان نوشته اگر شاطر عباس سواد نداشته پس چطور این شعر را نوشته یاد اور می شوم که شاید ایشان مثل منه حقیر سواد داشته ولی مدرک نداشته یه جورایی خود ساخته بود من نامم این نیست که اوردم من هم مدرک ندارم ولی هم چند جلد رمان نوشتم و کتاب شعر دارم

جواد آقامحمدی نوشته:

این غزل فصیح الزمان رضوانی شیرازی به اشتباه به شاطر عباس صبوحی نسبت داده می شود. این شعر هم به صورت دستنوشته با خط خود فصیح الزمان رضوانی و هم در کتاب شعر فصیح که سال ١٣٠٦ در تهران چاپ شده موجود می باشد .

خسروفشارکی نوشته:

صحیح مصرع اول دربیت اول:
روزه دارم من ومیلم ازآن لعل لب است
صحیح مصرع دوم دبیت دوم:
روزه ماه صیام ….

عباس بروجردی نوشته:

روزه دارم من و افطارم از ان کنج لب است کاملا درسته
چون مرسومه که موقع افطار روزه داران پس از خوردن چایی یا فنداغ برای دفع رطوبت خرما هم میخورند و حال شاعر خواسته روزه را با کنج لب یار که همچو قند شیرین هست افطار کنه و در مورد خال لب که حرف ب نقطه در زیر بایستی باشه که اون حرف ب خوانده شود شاغر خوش ذوق نقطه را بالای لب دیده و برای انکه موفق به مکیدن لب یار بشود این بهانه را اورده است و بیت چهارم کاملا درست و موزون است

علی رضا صادقی نوشته:

برای امین گیخا: افطتر کلمه ای عربی است نمیشه از ریشه “فتاردن” باشه. ط در فطر دال لر عربی بودن کلمه است و معنای آن هم در کنار سایر معانی شکستن روزه است همان خوردن و نوشیدن.

علی رضا صادقی نوشته:

صبوحی امی بوده اما از کمی سواد خواندن و نوشتن بهره داشته و می دانسته که “لب” چگونه نوشته می شود.

sh نوشته:

معنی کامل این شعر رو میخواستم خط ب خطشو ممنون میشم معنیشو بهم بگید

مهدی نوشته:

پسر مریم اگر نیست چه باک است ز مرگ

که دمادم لب من بر لب بنت العنب است

معنی این بیت رو میخوام لطفا

کانال رسمی گنجور در تلگرام