گنجور

دل گمشده

 
شاطرعباس صبوحی
شاطرعباس صبوحی » غزلیات
 

عشقت آتش بدل کس نزند تا دل ماست

کی به مسجد سزد آن شمع که بر خانه رواست

به وفائی که نداری قسم ای ماه جبین

هر جفائی که کنی در دل من عین وفاست

گر از ریختن خون منت خرسندی است

این نه خونست بیا دست بر آن زن که حناست

سر زلف تو چنین مشک تر آورده به شهر

ای حریفان ز ختن مشک نخواهید خطاست

من گرفتار سیه چردهٔ شوخی شده ام

که بمن دشمن و با مردم بیگانه صفاست

یوسف از مصر سفر کرد و بدینجا آمد

گو به یعقوب که فرزند تو در خانهٔ ماست

روزی آیم به سر کوی تو و جان بدهم

تا بگویند که این کشتهٔ آن ماه لقاست

زود باشد که سراغ من دل گمشده را

از همه شهر بگیرند، صبوحی به کجاست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منابع صبوحی | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محسن نوشته:

مصرع اول بیت سوم اصلاح شود :
اگر از ریختن خون منت خرسندی است

غلام رسولی بندرعباس نوشته:

به نظر من د ر. بیت سوم کلمه که کم دارد. گر که ا ز ریختن خون منت

فرشید نیکپوری نوشته:

درود
این غزل رو با یک بیت اضافه در آخر که عبارت هست آز :
اگرت یار جفا کرد و ملامت «‌راهب‌»
غم مخور دادرس عاشق مظلوم‌ خداست

به اسم ملک الشعرای بهار هم نوشتین
جریان چیه؟

سبحان نوشته:

بیت پنجم فوق العادس..
من این بیتو از رادیو شنیدم..
و همین باعث شد که توی نت دنبال این شعر بگردم..
شعرشو دوس دارم..

کانال رسمی گنجور در تلگرام